مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز ..
ماکاری مهم‌تراز"خودسـازی"نداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
و
هستیم که هستیم که هستیم ...

  

گلچینی از رسانـه های دیگـر

اَحمی مِن مُجیـرِالجَـراد..

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۱۱ ق.ظ

ملخ003.jpg (600×385)


یکم.


یکی ازعادت هام،قدم زدنه،معمولاًقبل ازوضوگرفتن و وقت‌نمازدقایقی روقدم می‌زنم.موقع قدم زدن،درباره‌ی‌موضوعاتی که مدنظرم هست،فکرمی کنم.

چندوقت پیش،توحیاط داشتم قدم می‌زدم وبه‌گُل‌ها وگیاهانم نگاه می‌کردم وازمظهریت جمال الهی که دراین پدیده‌هاوجودداشت،لذت می‌بردم؛

گُل‌محبوبه‌ی‌شب،درحال‌رشدبودوبرگ‌هاش درحال‌بزرگ‌شدن.

توهمین‌حین،متوجه‌شدم یک ملخ روی شاخه‌ی محبوبه‌ی‌شبم‌نشسته! ..

به آرامی نزدیکش شدم ومدتی باشگفتی بهش نگاه کردم.

فوق العاده بود این مخلوق خدا . .

چشمای درشتش،پاهاش،شاخکاش،رنگ بدنش ..

امامتوجه شدم که این ملخ یه چیزیش کمه انگار!

هی دقت می کردم وباخودم می گفتم چراحس می کنم که این ملخ یه چیزی کم داره؟!

از زاویه ی دیگه ای نگاه کردم،ودیدم که ای وای!

این ملخ،فقط یک پا داره!

پس پای راستش کو؟

دلم خیلی براش سوخت..

نمی دونم چه بلایی سرش اومده بودکه پای راستش روازدست داده بود.

ازش بااحتیاط چندتاعکس گرفتم وبهش گفتم:

تاهروقت که بخوای می تونی اینجا بمونی!


دوم.


خلقة الجَرادَة:
وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِی الْجَرَادَةِ،إِذْ خَلَقَ لَهَا عَیْنَیْنِ حَمْرَاوَیْنِ،

وَ أَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَیْنِ قَمْرَاوَیْنِ،

وَ جَعَلَ لَهَا السَّمْعَ الْخَفِیَّ وَ فَتَحَ لَهَا الْفَمَ السَّوِیَّ،

وَ جَعَلَ لَهَا الْحِسَّ الْقَوِیَّ وَ نَابَیْنِ بِهِمَا تَقْرِضُ وَ مِنْجَلَیْنِ بِهِمَا تَقْبِضُ؛

یَرْهَبُهَا الزُّرَّاعُ فِی زَرْعِهِمْ وَ لَا یَسْتَطِیعُونَ ذَبَّهَا وَ لَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِمْ،

حَتَّى تَرِدَ الْحَرْثَ فِی نَزَوَاتِهَا وَ تَقْضِیَ مِنْهُ شَهَوَاتِهَا،

وَ خَلْقُهَا کُلُّهُ لَا یُکَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً ..

(خطبه 185/نهج البلاغه/امام علی علیه السلام)

Image result for ‫ملخ درنهج البلاغه‬‎

شگفتى آفرینش ملخ:
و اگر خواهى،در شگفتى ملخ سخن بگوکه،

خدا براى او دو چشم سرخ، دو حدقه چونان ماه تابان آفرید،

و به او گوش پنهان،و دهانى متناسب اندامش بخشیده است،

داراى حواس نیرومند،و دو دندان پیشین است که گیاهان را مى چیند،

و دو پاى داس مانند که اشیاء را بر مى دارد.

کشاورزان براى زراعت از آنها مى ترسند و قدرت دفع آنها را ندارند گرچه همه متّحد شوند.

ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار مى شوند و آنچه میل دارند مى خورند،

در حالى که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست.


سوم.


برزخ کجاست؟

ممکن است این سؤال در ذهن بعضی بیاید که عالم برزخ با این طول و تفصیل کجا واقع شده؟

البته عقل ما نمی رسد که بفهمیم،

چیزی که هست تشبیهاتی در روایات شده از قبیل این که تمام عالم دنیا از زمین ها و آسمان ها نسبت به عالم برزخ مانند حلقه ای در بیابان است تا شخص در دنیاست مانند کرم در سیب یا طفل در شکم مادر است،

وقتی که می میرد، آزاد می شود؛ البته جایی نمی رود، در همین عالم وجود است لیکن دیگر محدودیت ندارد. زمان و مکان ندارد. این قیودات مال این جا است، مال عالم ماده و طبع است.
 اگر به بچه در شکم مادر بگویند در ورای این محل تو عالمی است که شکم مادر نزد آن هیچ است، نمی تواند درک کند و بفهمد، همچنین برای ما که محسوس بین دنیا هستیم، شرح عوالم بعد، قابل درک نیست؛

چنانچه درقرآن مجید می فرماید: هیچ کس نمی داند که چه برایش تهیه شده است.

بلی چیزی که هست چون مخبر صادق خبر داده، همه را تصدیق می نماییم.
 عالم برزخ محیط به این جهان است مانند احاطه این عالم به رحم مادر، بهتر از این نمی شود تعبیر کرد.

انس ارواح بایکدیگر

اصبغ بن نباته گفت: مولایم امیرالمؤمنین را در دروازه کوفه دیدم که مقابل صحرا ایستاده و مثل این که با کسی مکالمه یا محادثه می فرماید لیکن کسی را نمی دیدم.
 من هم ایستادم، مدتی گذشت، خسته شدم نشستم و رفع خستگی ام شد. دوباره ایستادم و باز خسته شده نشستم و برخاستم؛

ولی هنوز امیرالمؤمنین (علیه السلام) ایستاده و صحبت می فرماید. عرض کردم:

یا امیرالمؤمنین! با که سخن می فرمایید؟
فرمود: این مخاطبه من، انس با مؤمنین است عرض کردم: مؤمنین؟
فرمود: بلی، آنها که از دنیا رفته اند این جا هستند. عرض کردم: روحند یا جسد؟
 فرمود: روحند، اگر آنها را می دیدی که چطور دور هم جمع شده و با هم انس گرفته و حدیث می کنند و نعمت خدا را یاد می نمایند.

بهره مند شدن از "حمایت" علی (علیه السلام)

در احادیث دیگر که رسیده:

هر مؤمنی که در شرق و غرب عالم از دنیا برود، روحش که در قالب مثالی جای گرفت، ظهورش در وادی السلام، جوار امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
 به عبارت دیگر، نجف اشرف، نمایشی از ملکوت علیاست؛

چنانچه برای کافر، صحرای برهوت، وادی مهیبی در یمن که نه گیاه می روید، نه پرنده رد می شود، آن جا محل ظهور ملکوت سفلی است.
 آنچه را که از اهمیت همجواری علی (علیه السلام) شنیده اید، راجع به مجاورت روحانی است؛

هر چند بدنش دور باشد، نزدیکی با علی (علیه السلام) با علم و عمل است. یک گناه که از شخصی سرزند به همان اندازه از علی (علیه السلام) دور می شود.
 اگر روح با علی باشد، جسد هم در نجف دفن شود چه بهتر، سعادت عظیمی است؛ اما نکند که جسد کسی به نجف برود، اما روحش در وادی برهوت معذب باشد.

پس باید سعی کرد که اتصال روحانی، قوی شود؛ البته دفن بدن در وادی السلام هم بی اثر نیست بلکه کمال تأثیر را دارد؛ زیرا آن یک نوع توسلی است به ذیل عنایت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام).
 در کتاب مدینة المعاجز است که:

روزی مولای متقیان با عده ای از اصحاب در پشت دروازه کوفه نشسته بودند.

یک نظری فرمود و گفت: آیا آنچه را که من می بینم شما هم می بینید؟
عرض کردند: نه یا امیرالمؤمنین!
فرمود: می بینم دو نفر را که جنازه ای را روی شتری می آورند، تا این جا برسد سه روز راه است.

روز سوم،علی و دوستانش نشسته اند که چه پیش می آید.

دیدند از دور، شتری نمایان شد. روی شتر جنازه ای است و مهار شتر به دست کسی است و یک نفر هم دنبال شتر است تا نزدیک شدند،

حضرت پرسید: این جنازه کیست و شما کیستید و از کجا می آیید؟
 عرض کردند: ما اهل یمن هستیم و این جنازه پدر ماست که وصیت کرده او را به سمت عراق حمل دهیم و در نجف، کوفه دفن کنیم.
حضرت فرمود: آیا سببش را پرسیدید؟
 گفتند: بلی، پدرمان می گفت،

آن جا کسی دفن می شود که اگر تمام اهل محشر را بخواهد شفاعت کند می تواند.
علی (علیه السلام) فرمود: راست گفت پس دو مرتبه فرمود: والله! من همان مرد هستم.


Image result for ‫ملخ درنهج البلاغه‬‎


چهارم.


مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان راجع به این که "هرکس پناهنده به قبر مبارک حضرت امیرالمؤمنین شده، بهره مند خواهد شد"،مَثَل خوبی و مناسبی بیان کرده.

در امثال عرب است که می گویند"اَحمی مِن مُجیرِ الجَراد"؛

یعنی فلانی{غیرت و}حمایت کردنش از کسی که در پناه اوست،

بیشتر است از پناه دهنده ملخها.

و قصه‌‌ی آن چنان است که:

مردی بادیه نشین از قبیله ی"طِی" که نامش "مدلج بن سُوَید"بوده، روزی در خیمه خود نشسته بود.

دید جماعتی از طایفه‌ی طی آمدند و جوال و ظرفهایی با خود دارند. پرسید چه خبر است؟

گفتند: ملخهای بسیار در اطراف خیمه شما فرود آمده اند، آمدیم آنها را بگیریم.
مدلج که این را شنید برخاست،سوار اسب خود شدو نیزه خودرابه دست گرفت وگفت:

-به خدا سوگند! هرکس متعرض این ملخها شود، او را خواهم کشت!

آیا این ملخها در جوار و پناه من باشند و شما آنها را بگیرید، چنین چیزی نخواهد شد!

پیوسته از آنها حمایت می کرد تا آفتاب گرم شد و ملخها پریدند و رفتند.

آن وقت گفت: این ملخ ها از جوار من رفتند، دیگر خود دانید با آنها.
و بالجمله بدیهی است،

اگرکسی خود رابه "جوار" آن حضرت‌،{امام علی علیه السلام}رساند،

و به آن بزرگوار"پناهنده"شود،

قطعا از "حمایت" آن حضرت بهره مند،خواهد گردید.


پنجم.


Related image


یااحمی من مجیرالجراد؛

مددنا الیک أیدینا،

فخُذ أیدینا،

بلطف الخفی؛

یاعلیُّ،یاعلیُّ،یاعلی ..


منابع:موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت/کتاب معادشهیدآیت الله دستغیب/..


نظرات (۱)

۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۶ شبنم بیقرار
اون ملخه  و اون حمایت کننده هه خیلی جالب بودن!

سوم و چهارم شبیه سخنرانیای اقای فاطمی نیا بود.
پاسخ:
:))
بله،
درواقع،این بخش های سوم وچهارم،
برگرفته از کتاب"معاد"شهیدآیت الله سیدعبدالحسین دستغیب«رحمة الله علیه»هستش.
ممنونم ازحضورپرمهرتون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">