مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز..
ماکاری مهم‌تراز "خودسـازی" نَداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
وَ هستیم که هستیم که هستیم...

ز

ترافیـک درتقـاطـع اشتیـاق . .

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نامه ای به دستم رسید.بادقت،بازش کردم.

ازطرف "هیئت نظارت برانتخابات شورای نگهبان" بود.

وموضوع نامه،دعوت من به "همایش توجیهی انتخابات"،دریکی ازسالن های شهربود.

چندین ساله که بادعوت دوستان هیئت نظارت شورای نگهبان،با این نهادهمکاری مستمر دارم.

غیرازشرکت درجلسات وهمایش ها وگردهمایی های این نهاد،

درروزهای انتخابات،طبق مأموریت محوله،همراه با دوستان دیگر،برروندحسن اجرای انتخابات،نظارت می کنیم.

خاطرات جالب وشیرینی ازدوره های قبلی انتخابات،دارم؛

که شایددرآینده بخشی ازاون رو بازگوکنم.

زمان همایش،بعدازظهربود. .

بعدازنمازونهاراخباروکمی استراحت،آماده شدم،وبه سمت ساختمان محل همایش حرکت کردم.

خیابان منتهی به ساختمان محل همایش،شلوغ وآکنده ازخودروهای گوناگونی بود،که به هرطرف چشم می انداختی فقط ماشین می دیدی!

واردساختمان شدم.

بایدپله های روبه سمت طبقات بالاطی می کردم.

همین که آخرین پله ها روطی کردم.

دیدم که بله! دوستان درراهروی طبقه ی دوم،دورمیزی جمعن وفرم ها ونامه های زیادی روی میزانباشته است.

دوستان تا،بنده رودیدند،گفتن:

-به به! آقاسید!

-سلااااام علیکمم . .!

یکی یکی اومدن وبامن دست دادن و جوری بامن روبوسی گرمی!کردن،که انگارکه اززیارت برگشته باشم :))

یکی ازدوستان به طرفم اومدوبه زبان ترکی گفت:

-سید! قَـلبـون هایاندادور؟قلبیمی گویام قلبون اوستوندَه،دسون جـــــز !!

(حالاچطوری ترجمه ش کنم؟!

یعنی سیدقلبت کجاست؟تاقلبم رو بگذارم روی قلبت تا بگه جیــــز !!!!)

بعدازچنددقیقه حال واحوالپرسی،برنامه ی جلسه شروع شد.

داخل سالن مملو ازجمعیت بود.جایی برای نشستن نبود.هرچی چشم انداختم،صندلی خالی پیدانکردم.

یکی ازمسئولان دفتر نظارت،تامنودید،گفت:

-سید!بروجلو ردیف اول،جا هست.

بااکراه رفتم جلو ودیدم بله،یک صندلی خالی هست وباعذرخواهی از نفرات ردیف عقب تر،نشستم.

وجلسه با سرودملی شروع شد.

مسئولان وسخنرانان،هرکدوم،پیرامون انتخابات،مسایل سیاسی،امنیتی،مسایل منطقه وجهان،به تفصیل صحبت کردن.

و . .

بعدازحدودیک ونیم تادوساعت،سخنرانی،بحث وتبادل نظروتصمیم گیری برای برنامه های پیش رو،

مجری برنامه ،پایان جلسه رواعلام کرد.

بعدازخداحافظی با مسئولان دفترنظارت ودوستان،به سمت خونه حرکت کردم.

♦♦♦

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درپیاده روی سمت راست خیابونی که منتهی به تقاطع بود،درحال راه رفتن بودم؛

وهنوزبه تقاطع نرسیده بودم که ناگاه متوجه سروصدایی درسمت چپ خیابون شدم. .

صدای کودکانه ی عده ای که اسم منوبا فریادبلندی صدامی زدن.

سرم روبرگردوندم،دیدم بله!

عده ای از شاگردام،ازاون سمت خیابون منو دیدن وحالا دارن باتکون دادن سر ودست وبادادوفریادکردن،

ابرازاحساسات می کنن.

منم دستم رو بلندکردم ولحظاتی براشون دست تکون دادم وبه ابرازاحساساتشون جواب دادم.

به نشانه ی خداحافظی دستم روآوردم پایین و می خواستم حرکت کنم که ناگهان . .

صدای ترمزهای شدیدی ازسمت خیابون فضا رو پرکرد.

برگشتم ببینم چی شده که همه ی ماشین ها متوقف شدن وصدای بوق مکررماشین ها، قطع نمیشه؟

دیدم که اای دااااد،

شاگردام به هوای دیدن من،پریدن وسط خیابون وبدون توجه به شلوغی این خیابون منتهی به چهارراه،

همینطوری دارن به سمت من می دوئَن . .

خداروشکراتفاق بدی نیفتاد.

نگاهی به سیل ماشین های متوقف شده انداختم ،وترافیکی که ایجادشده بود؛

وبچه هایی که بااشتیاق وصف ناپذیری هم چنان باسروصدا،عرض خیابون رو،طی می کردن.

بچه ها رسیدن پیاده رو،وباتموم انرژی شروع کردن:

-آقا!اجـازه! سلام!!

-آقا! سلام!!

-اجـازه!!سلام !!

-آقا! 

و . .

بعدازپاسخ سلام،اخم کردم،وبا دستم،اشاره کردم به ترافیکی که توخیابون ایجادشده بودوباهاشون دعواکردم.

به نظرتون،بچه هاچه واکنشی نشون دادند؟

هیچی!

انگارنه انگار که دارم باهاشون دعوامی کنم.

باچهره هایی پرازخنده،وردیف دندون های سفید،مثل جوجه گنجیشک،

دائم سروصدامی کردن واصلاصدای منونمی شنیدن!

ظاهراًازاینکه منو اون موقع عصر،وخارج ازساعت مدرسه،دیدن،خیلی ذوق زده شده بودن!

ایناچه اعجوبه هایی هستن!

یادمه،ما درسالهایی که دانش آموزبودیم،اگه معلم یامدیرمون رو توخیابون می دیدیم،

فوراًسعی می کردیم،جایی پنهون بشیم،تاما رونبینن:)

حالاچی!

فسقلی اومده میگه:

-آقا!اجازه!

-بله!

-آقا!اجازه!

مـادوستــون داریـم :)

نظرات (۱۰)

۰۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۲۸ بیست و دو
خب دوستتون دارن دیگه:)
خیلی حس فوق العاده ای باید باشه خوشبحالتون...
پاسخ:
خب،منم دوستشون دارم :))
.
چی چی روخوش به حالتون!!
کم مونده بوداز ترس زهره ترک بشم!
:))
.
ممنون ازنظرلطفتون . .
دقیقا یادمه اینجور مواقع میرفتیم تو کوچه های اطراف قایم میشدیم تا معلممون بیاد بره!
:/
عکس همون خیابونه؟

پاسخ:
بله،دقیقاً . .
.
ممنون ازحضورتون . .
۰۹ دی ۹۴ ، ۰۱:۲۳ پرواز سپید
سلام استاد
خب دوستتون دارن دیگه...
کی میتونه مثل یه بچه زلال و شفاف باشه و فقط دوست داشتن رو ببینه؟
ما بزرگانِ از اصل دور مونده اون قدر عقل معاشمون بزرگ شده که دچار سرطان دودوتا چهار تاییم و تو اوج دوست داشتن هنوز هم احساسات پستی مثل خطر و کمبود و سختی رو حس میکنیم...
کاش مثل شاگرداتون عشق رو درک کنیم...
مطلبتون منو یاد اون غلام امام صادق علیه السلام انداخت که به امر حضرت داخل تنور در حال گذاختن شد...
خالصو بی ریا یعنی در عمل بدون ترس... بدون تامل و درنگ...
ان شاءالله این دوست داشتن بی ریاشون به سمت حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بره و جز یاران صدیق حضرت بشن شاگرداتون...
:)
ببخشید زیاد حرف زدم! عذر میخوام.
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
منم همینطور:)
.
کسی می تونه مثل بچه ها،زلال وشفاف باشه وفقط دوست داشتن روببینه،
که طریق معرفت رو طی کرده باشه،
وبه طهارت قوه ی خیال رسیده باشه . .
.
بله،بچه ها،بی شائبه،دوست می دارند،وعشق پاک از ارجاس روبهتردرک می کنن؛
.
ان شاءالله،
آمین . .
پس خودمون چی؟!؟!
.
نه!استفاده کردم :)
ممنون ازنظرلطفتون . .
سلام آ سید بزرگوار
حال و احوالات خوبه ان شا الله؟

ان شا الله مردم بزرگوار ما از انتخابات امسال سربلند بیرون بیان... و مسئولین نیز هم...
ان شا الله طلب باطنی ما مردم طلب خوبی باشه.... تا نتیجه خوبی هم از صندوقها بیرون بیاد...

فقط یه سوال: این که میگن امسال در بعضی از شهرها قراره رای دهی دیجیتالی بشه چقدر امنیت داره؟ قراره این کار رو بکنن؟ واقعا این طرح مطالعه شده هست و برای مسائل امنیتی اش تدبیر شده؟

ان شا الله خدا شما و شاگردهاتون رو برای هم به نحو احسن حفظ کنه زیر سایه ولایت...
شاگرد.... لفظ معنا داری هست
شاگرد = شاه گرد ، یعنی کسانی که دور یه شاهی مینشینن شاه معرفت... شاه خود ساخته... و چه زیبا که گفتن شاه گِرد 
گرد همون دایره هست... و میگن اساس نظام خلقت بر دایره هست
شما حرکت اجرام آسمانی رو ببینید حول محور مرکزیشان: تقریبا دایروی هست
حرکت ذرات اتم رو ببینید حول محور مرکزیشان: تقریبا دایروی هست
خود اجرام رو ببینید: کروی هست... با اینکه ما جسم مبنا که خودش از هیچ ذره ای تشکیل نشده باشه نداریم اما همون ذرات ریز در اثر حرکات ذرات ریزترش به شکل دایره صورت پیدا میکنه و تجلی میده خودش رو...

در حقیقت دایره که انسان دقیق میشه خیلی حرفها هست توش... بر همین اساس فرمودن اگر جمعی دور هم گرد آمدید و خواستید بحث علمی ای بکنید شکل ظاهری نشستن تون به شکل دایره باشه که اثر بیشتری در یادگیری داره

لذا کسانی رو که میرن در محضر معلمی تا کسب علم کنن رو میگن : شاه گرد
هم شاه پر معنا هست هم گرد...
خدا به همه ما توفیق گرد شدن دور شاه نظام هستی جهت کسب حقایق و معارف رو عطا کنه...
التماس دعا برادر
پاسخ:
سلام علیکم ورحمة الله،
بهترین ارادت واحترام قلبیم رو محضرشما برادرعزیزم،تقدیم میکنم.
.
اللهم غیر"سوءحالی" به "حسن حالک" :)
جان خداهم،حال داره !
بهترین حال،حول حالنا الی أحسن الحال هست . .
روزیمون و روزیتون،ان شاءالله؛
.
بله،طلب باطنی خیلی مهمه . .
بایددیدمنشاءاین طلب ازکجاست؟
امیدما به خداست،که دلها دست اوست،
واوست که هادی حقیقی امت است . .
.
بله بحث دایره،بحث دامنه داری درمعارف الهی هست،
حتی جنین انسان هم به شکل کروی دربطن مادرقرارداره،
درعلوم غریبه،بحث دوایربسیاربحث شریف وبی نهاتیه . .
که حضرت استاد،درشرح دفتردل،دراین باره مباحث مبسوطی رومطرح کردن . .
.
مثل همیشه ازپیشگاه علم وفضل شما استفاده کردم.
خدابه حق محمدوآل ومحمد،برعلم شمابیفزاید.
.
درمورددیجیتالی شدن انتخابات ورأی گیری،همونطوری که اشاره کردم،
قراره درآینده جلسات کارشناسی تشکیل بشه،
وکم وکیف قضیه،موربحث وبررسی قراربگیره.
وفعلا بنده تحلیل قطعی وکاملی دراین باره ندارم.
بدیهیه که به محض،تبیین این موضوع،اطلاعاتش دراختیارعزیزان قرارخواهدگرفت.
.
ازابرازلطف کریمانه ی شمابرادرعزیزم،نبست به این حقیر،بی نهایت سپاسگزارم.
درپناه قرآن واهل بیت باشید،
ان شاءالله . .

یه نکته دیگه هم در مورد دایره عرض کنم:
عرض کردیم طبق فرمایش برخی حکمای اسلام اساس نظام خلق بر دایره هست
حالا چه ظاهر دایره چه حقیقت عقلی دایره... در قوام مخلوقات نقشی بنیادی دارن...
از اون طرف در فرمایش حضرت وصی داریم که تمام قران در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شد و تمام بسم الله در با جمع شده و همه با در نقطه اش و من اون نقطه هستم...
امام  که قائم نظام هستی هست خودش رو به نقطه تشبیه میکنه نقطه هم غالب کلی اش دایره هست فتدبر...
میبینید چه لفظ زیبایی هست لفظ شاگرد؟
ان شا الله به حقیقت شاه گرد باشیم
پاسخ:
چقدرازمباحث شیرینی که لطف می کنین،مطرح می کنین،
شادومبتهجم :)
فرمایشات شماکاملا صحیح ومتینه،
فرمود:
کلُ فی فلک . .
که ازهردوسو بخوانیم،یک تعبیرومعنی داره. .
.
یکبارحضرت استاد،به دیدار ما ودوستان،تشریف آورده بودند،
قریب به این مضمون روفرمودندکه ای کاش حضرت آقا(ولی عصرعلیه السلام)تشریف بیاورن،
وهمه ما دربرابرایشون زانوی شاگردی به زمین بزنیم.
چی مزه داره . .
.
آمین!
آه آه!
خدایا روزی ما بفرما،
یه همچین دیدارباافتخاری رو . .
یه همچین تلمذپرازابتهاج رو . .
.
ممنونم ازحضور سرشارازنورتون . .
خوش بحالشون همچین معلمی دارن..دقیقا در حسرت همچین معلمی موندم از بچگیام...من معلمامو ببینمبفهمم منون دیدن سلام میکنم..اما اگه ندیده باشن رد میشم برو خودمم نمیارم...
سید هم هستین که:)خب پس دعای ویژه بفرمایید برای من واقام :)
پاسخ:
خوش به حال من دیگه :)
که چنین شاگردای خوب وبامحبتی دارم!
.
خدا ان شاءالله براتون،جبران می کنه،بدون شک . . 
منم همچین معلم تعریفی نیستما !
این بچه هاهستن که خیلی باصفان،
.
والّا، ازسیدبودن،فقط اسم ولفظش به ما رسیده،
ودربنده متأسفانه،هیچ فضلی وجودنداره . .
.
براتون دعاکردم که :) )
چشم !
ان شاءالله شما وآقاتون،درپناه قرآن واهل بیت،
زندگی خوش وسرشارازخیروبرکتی داشته باشین :)
ممنون ازحضورباصفاتون . .
سلام. 
بنده هم توی دو انتخابات گذشته بودم و هر سری روز خاطره سازی شده با گروهی که همراهشون بودم. 
... 
واقعا خیلی حس خوبی باید باشه که دانش آموزها دوستتون دارن. ان شاءالله سالیان سال، تداوم داشته باشه این احساس دو طرفه. 
.... 
التماس دعا سید بزرگوار. 
پاینده باشید. 
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
چقدرخوب!
بله اون روزهای انتخابات،سرشارازاتفاقات ریزودرشت وخاطرات جالبیه،
که من ندیدم،کسی درباره اش بنویسه . .
.
این محبت شاگردام،لطف خداست،والّا دربنده هیچ فضلی وجودنداره . .
.
ممنون ازدعای خوبتون:)
.
ان شاءالله خدابه شماخیـرعطاکنه،
ودرپناه اولیاء الهی باشید. .
.
عزتتون مستدام.
چی مزه داره
چه لفظ دوست داشتنی ای
چند سال پیش چند تا از دوستان حلقه بحث ما  ایشون رو در سفر حج ملاقات کردن اونجا به دوستان ما فرموده بودن دوست دارم با جمع شما با هم به کربلا مشرف بشیم
و امسال توفیقش نصیب دوستان ما شد که با ایشون راهی پیاده روی اربعین شدن و طبق معمول من جا موندم
الهی شکر که در چنین عصری زندگی میکنیم
پاسخ:
:)
استادموقع گفتن این جمله ی چی مزه داره . .
به قدری چهره شون مبتهج وشادشدکه هنوزچهره ی دوست داشتنی اون عزیزدلم رو به یاددارم.
هرکجاهست،خدایابه سلامت دارش . .
.
شکرلله . .
.
ممنون ازحضورنورانیتون . .
سلام علیکم. جالب بود. در پناه حق...
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
ممنون ازلطفتون،
زنده باشین . .

۱۶ دی ۹۴ ، ۲۳:۵۷ ماهیُ ماه
سلام.
اهل سیاست نیستم و علاقه ای هم
به دنبال کردن رفتارهای بالا دستی ها ندارم.
پس کلا با بخش اول خاطره تون ارتباط برقرار نکردم.

ولی با بخش دوم ش.....

یعنی میتونم بگم :
عالی بود.....
لذت بردم :)
از اینهمه محبت و علاقه ی ناب شاگرداتون به شما...

خیلی بزرگوارید که تونستید توو دل تک تک شون،
اونم اینجوری
جا باز کنید :)


پاینده باشید :)

پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
از ابراز لطفتون متشکرم :)
خیلی ممنون که تشریف آوردین وباحضورتون اینجا رو منورکردین . .
درپناه خدای مهربون باشین . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">