مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز ..
ماکاری مهم‌تراز"خودسـازی"نداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
و
هستیم که هستیم که هستیم ...

  

گلچینی از رسانـه های دیگـر

"دحـوُالارض"در بیان ِ استاد صمـدی آملـی . .

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ب.ظ

دحوالارض در قرآن کریم؛ در دو جا با کلمه ی "دحو" و با کلمه ی "طحو" او را آورده است. یکی در سوره نازعات است که می فرماید: "وَألاَرضِ بعد ذلک دَحَهَا"[1] که خدای متعال زمین را دحو کرد. یکی هم در سوره مبارک ی شمس است "وَ الاَرض وَ مَا طَحَهَا"[2] که قسم به زمین و قسم به گسترده شدن زمین. که حالا اینجا آن لفظ ارض یک بحثی دارد از جنبه ی قرآنی. این را آقا در دروس هیئت در درس های 30- 40 آنجاها آوردند که قرآن دحوالارض فرمود وگفت: این دحوالارض هم از کعبه شروع شد. در بعضی از روایات به جای دحوالارض، دحوالکعبه مطرح شد. خدای متعال خانه ی کعبه را گستراند. .

رسول الله (ص) قرآن دفعی را در خود کعبه گرفت که نقطه ی آغاز دحوالارض است.

چه اینکه 13 سال قرآن تدریجی را هم در همان مکه و دحوالارض و مرکز دحوالارض گرفت، بعد به مدینه رفت. حضرت ابراهیم (ع) از بیت المقدس رو به سوی دحوالارض آورد.

با اینکه بیت المقدس قبله بود، اما روی به قبله پیامبر آورد، که "فَوَلِّ وجهک شطر المسجد الحرام"[4] آمد اینجا، حضرت بقیۀ الله (عج)، هم،کارش را از نقطه ی دحوالارض و تکیه برحجر الاسود و نقطه ی حطیم که همه مردم به او نیازمند هستند،شروع می کند.

آن یک قطعه را می گویند حطیم، حطیم چرا؟

برای اینکه از بس که همه مردم هجوم به سوی آن نقطه دارند و می گویند خدایا چه کنیم؟! جهان همه هجومی به سوی آن نقطه دارند.

حضرت کارش را آغاز می کند و لذا کارش جهانی می شود. هر کاری که از آنجا شروع شود جهانی می شود. اصلاً عجیب است.

خب از آدم ابوالبشر تا خاتم الانبیاء تا وصی خاتم الانبیاء تا خاتم الاولیای علی الطلاق همه و همه ی خوبان عالم در این نقطه همه آمدند، به این نقطه دحوالارض و رفتند.

حالا بعضی ها همانجا مردند و همانجا مدفون شدند.

خلاصه اینجا نقطه ای است که همه باید بروند آنجا، همه حتی به من و شما.

گفتند هر چه می توانید یک کاری کنید در طول عمر یک بار هم شده به آنجا برسانید و هر سال هم در ماه رمضان گفتند بخواهید که بارالها هم حج امسال و هم کلاً من بروم آنجا برگردم.

وقتی رفتید، در دحوالارض غرق شوید، ببینید چه غوغاست؟!

آفتاب و باران، خشکی و تری، با هم تضاد دارند.

خداوند طوری این تضاد ها را در نشئه ی طبیعت به اذن تکوینی اش معتدل کرد که آن اذن تکوینی سرّ مستتر در تمام کشور وجود عالم ماده را می گوییم طبیعت.

این طبیعت همان است که می گوییم "اذن الله" . اما "اذن الله" را در نشئه ی طبیعت جامع عالم طبیعت شود این متضادها را جمع کند، اسمش می شود طبیعت.

لذا طبیعت یعنی نقطه ی جامع که مظهر اسم جامع حق متعال است. او مُفَرِّق هم هست، جامع هم هست، هم باسط است هم قابض است، هم مُضلّ است هم هادی است، هم سخت می گیرد و هم بسط می دهد. هم گریه می دهد هم خنده، "هو اضحک و ابکی"[1]

اوایل سوره ی مبارکه نجم. بعضی از این متضادها را نقل کرد.

مذکر مخالف مونث است، اما چه جور جمع شان کرد.

این همه مردم که اصلاً قطع نمی شود با این که مذکر بافتش برخلاف مونث است. اصلاً بافت شان خیلی عجیب است. این کجا و آن کجا!

اما چه جور این دو متضاد و متغایر را با هم جمع کرد؟!

"سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض"[2] با اینکه همه ازواج هستند، غیر هم هستند. ضمن این که غیر هم اند زوج هم هستند. در این ها فکر بفرمایید.

"ان فی خلق السموات و الارض و الاختلاف الیل و النهار"[3] شب مخالف روز است، اما نه روز بی شب و نه شب بی روز است. آنجایی که آدم ها می روند فقط در مسیر روز هستند.

اکنون تهران از خط معدل حدود 36 درجه فاصله دارد. حدود 30 درجه ی دیگر هم آن طرف تر بروی به عرض 67 درجه بر می خوری. حدود 23 درجه قبل از قطب.

این 23 درجه قبل از قطب گاهی در طول سال 4 ماه روز 4 ماه شب و 4 ماه هم بین الطلوعین صبح 4 ماه هم غروب مغرب. در برخی از مناطق قطب 6 ماه شب و 6 ماه روز است.

آیه ی قرآن نشان می دهد ما باید جایی زندگی کنیم که در طی شبانه روز، شب و روز داشته باشیم. فرموده اند آنجاها نروید، چون از اعتدال انسانی به در می آیید.

و لذا فرموده اند بهترین اقلیم، اقلیم چهارم است که من وشما در اقلیم چهارم هستیم.

آن هم نقطه ی خاورمیانه از بهترین اقلیم چهارم است که همه ی دنیا نقطه ی هوس شهوی شان برای اینجاست.

همه ی انبیا از اقلیم چهارم هستند.

از 7 اقلیم زمین که به یک معنا زمین را می گویند اقالیم سبعه است، این اقلیم چهارم معتدل ترین اقالیم است. و لذا همه ی انبیا در این اقلیم هستند.

هیچ پیغمبری از اقلیم دوم و سوم و پنجم و ششم و هفتم بیرون نیامد. همه در اقلیم چهارم هستند.

خیلی عجیب است. و این اقلیم چهارم هم بیشتر خاور میانه در آن قرار گرفته است که تمام کشور های اسلامی در این اقلیم هستند.

اما مهم ترین نقطه ی این اقلیم چهارم هم دحوالارض است. از جنبه ی تطور طبیعی دحو الارض.

و لذا وقتی آب دریاها فروکش کرد، کم کم نقطه ای از کره ی زمین سطح خودش را نشان داد، که همین چهار دیواری کعبه است.

اکنون دور تا دورش کوه است چون بعدها پس از سیلاب ها آهسته آهسته کوه ها و دره ها پدید آمدند.

اول که کره ی زمین از زیر آب در می آید تقریباً بر اساس تصادم امواج متلاطم دریاهای سهمگین تمام این سطح که می خواهد خشک شد، همه مسطح وار است.

بعد کم کم سیلاب ها، باران ها و تغییر و تحولات جوی و تأثیرات ستاره های ثوابت، بر اساس نظم تکوینی حق متعال که "کل فی فلک یسبحون" که یک ذره در نظام هستی خلاف راه ندارد.

همه به اذن الله دارند می گردند آن تأثیرات تکوینی می بینید روی کره ی زمین با آب دوتا دورش پیش می آید و نقطه ی دحوالارض از یک نقطه ی قبه الارض می شود که گفتیم طرفین قطب زمین تطامن دارد.

زمین کره ی تام نیست دو تا قطبش کمی فرو رفته است. از خط استوا دور تا دور بر آمده تر است.

و لذا محیط کره ی زمین در دور خط استوایی اطول است از محیط زمین اگر بخواهی از قطب تا قطب را اندازه بگیری.

زمین اصطلاح قرآنی مرکز عالم است و کعبه مرکز زمینِ در اصطلاح قرآن اینجا یک حرفی داریم. قبله.

یا الله! این کعبه محدودیت ندارد.

این کعبه چهار دیواری به عرض ده متر، به طول هفده متر، مثلاً به ارتفاع ده متر، پانزده متر هر چه هست، این خانه که الآن می بینید، این همه عکسش را می بینید، از این طرف هوا، برود (سمت الرأس) بالاخره این کعبه یک مکعب است.

یک سطحش روی زمین است، یک سطحش آن بالا سقفش است، از آن سقفش با همین بُعدش برو بالا بی کران، و از آن پایینش برو آن طرف در زمین، برو بی کران؛ این عمود در نظام هستی کلاً کعبه است. عنایت دارید چه عرض می کنم؟! این عمود کعبه است.


امیرالمؤمنین (ع) در نقطه دحوالارض کعبه متولد شد،

و لذا نقطه ی دحوالارض می شود مُولِد علی، علی مولود کعبه نیست! کعبه مُولِد علی است، یعنی محل تولد علی است.

آدم و حوا هم در همین مسیر، مسیر اولیه ی دحوالارض همدیگر را شناختند.

دحوالارض که پیش بیاید زمین خشکی شروع بشود، شاید هزاران و ده ها هزار سال طول بکشد تا این خشکی یواش یواش گسترش پیدا کند.

وقتی حضرت آدم هبوط کرد طبق یک نقلی جناب آدم در خشکی هند پیاده شد.

حضرت حوا در جدّه از اینجا تا آنجا بیش از چهار هزار کیلومتر راه بود.

چقدر طول کشید تا همدیگر را پیدا کنند.

این مادر عزیز ما و پدر جان مان، همدیگر را در مُزدَلَفه پیدا کردند.

و لذا مزدلفه را مزدلفه می گویند یکی از بطونش این است که پدر و مادر اولیه ی من و شما، آنجا همدیگر را پیدا کردند؛ تا رفتند جبل الرحمه آنجا خوب همدیگر را شناختند.

در کتاب های تاریخی، روایی، به خصوص در رابطه ی با انسان های کامل از انبیاء، از ائمه (علیهم السلام) و به ویژه به دعای شریف ندبه،

که یک دور دعای ندبه، سرگذشت انسان های کامل از آدم ابوالبشر (ع) تا همه انبیاء (علیهم السلام) و تا خاتم انبیاء (ص) و تا به خاتم الاولیای علی الا طلاق حضرت بقیۀ الله (عج) که به عنوان یک دعایی است، تک دعا هم هست که راجع به سرنوشت مجموعه انسان های کامل این دوره، این دوره ی از دحوالارض.

که این را از قضای الهی، درمقام تفسیر، در مرتبه قَدَر پیاده شده است که دعای ندبه یک سرگذشت است.

یک سفرنامه است و راجع به انسان های کامل این دوره ی دحوالارض است.

از آن روزی که خشکی از زیر کعبه گسترش پیدا کرد که حالا تا بعدها کعبه به دست یا حضرت آدم (علیه الصلاۀ و السلام) بنا شود، که حالا احتمالاً آن موقع، در حدی که آقا آن چهاردیواری که حالا هست را یک سنگ چینی کرده باشد، آن طور به صورت دیوار مرتفع که الآن می بینید شاید این طور نبود.

به صورت یک سنگ چینی که این نقطه، نقطه ی ابتدایی است. منتها بعدها به صورت یک بنای رسمی و توسط حضرت ابراهیم خلیل (ع) به نصّ قرآن در آمد که "واذ یرفع ابراهیم القواعد"(5) که دیگر قاعده های این بنیان را با فرزند گرامی شان حضرت اسماعیل (علیهم السلام) این پدر و پسر این قاعده ها را، این بنا را به طور دائمی قرار دادند.


و لذا خدای متعال می گوید: دحوالارض در روز 25 ذی القعده که زمین گسترده شد، از آن بیت العتیق پدید آمد، سطح خشکی زمین ما در دعای روز 25 ذی القعده که در"مفاتیح الجنانجناب شیخ عباس قمی نقل کرد؛ عرضه می داریم: 

"أَللَّهُمَ یَا دَاحِیَ الکَعبِه" 

خدایا! ای کسی که کعبه را "داحی" یعنی گستراننده ای!

یعنی گسترش دادی، کعبه گسترش پیدا کرد.

این طرف قرآن می فرماید: ارض که گسترش پیدا کرد،  اینها را روایت معنا کرد.

و لذا وقتی آب ها فروکش کرد، اولین نقطه ای که از کره ی زمین پیدا شد، آن پیدا شدنش به صورت کف آب بود. اسم آن کف آب شده، بیت العتیق بود، بیت العتیق در قرآن آمد.

بعد حالا یواش یواش همین طور از این نقطه ای که بیت العتیق است کم کم آب ها که فروکش تر شد، این سطح خشکی گسترش پیدا کرد. از کدام نقطه گسترش پیدا کرد؟

از زیر کعبه گسترش پیدا کرد. و لذا در روایات دارد زمین از زیر کعبه خلق شد یعنی گسترش پیدا کرد. آن موقعی که دحوالارض شد.

 بعد در روایت دارد که وقتی خشکی بیشتر بشود از زیر کعبه به سوی سرزمین ابطح، از ابطح به سرزمین رَمی جَمرات، از رَمی جَمرات رفت به سوی کل مِنا، از منا این خشکی گسترش پیدا کرد. بعد منطقه مَشعَر خشکی شد، بعد این خشکی ادامه پیدا کرد تا به عَرَفات رفت تا به جَبَلُ الرَّحمه. مجدداً باز هم این خشکی برگشت.

 و لذا امام صادق(ع) فرمود:

برای اینکه کسی می خواهد حاجی شود،باید به کعبه برود و احرام بپوشد.

در کعبه عمره ی مفرده یا عمره حج تمتع انجام دهد بعد احرام حج ببندد،

اگر حج او حج تمتع است اگر حج إِفراد، اگر حج قِرآن آنها باز همین روش است منتها یک مقدار فرق دارد.

باید برود کعبه مُحرِم شود، آن لباس های خودش را در بیاورد اینجا ارض مقدسه است،

اینجا زمین عجیبی است اینجا نقطه دحوالارض است در این نقطه دحوالارض اول کعبه پدید آمد، بعد زمین.

یعنی سطح خشکی پیدا شد و لذا خدای متعال کعبه را گستراند وقتی گسترش پیدا کرد، این سطح خشکی به سوی سرزمین ابطح و به سوی رمی جمرات ، منا، مشعر ، عرفات رفت.

نهایتاً اگر می خواهید جنابعالی حاجی شوی باید بروی در همین یک نقطه حاجی شوی، هیچ جای دیگر نمی توانی حاجی شوی. تمام حاجی ها باید بروند در نقطه دحوالارض حاجی شوند نه غیر نقطه دحوالارض.


منبع:

قبساتی از مشکات ولایت جلسه هجدهم محرم 88/ استاد صمدی آملی(حفظه الله)

1- سوره نجم ، آیه 44

2 - سوره یاسین ، آیه 37

3 - سوره بقره ، آیه 165 ؛

سوره آل عمران ، آیه 191

4- سوره بقره ، آیه 145

5- سوره بقره ، آیه 128

نظرات (۳)

۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۳ سیّد محمّد جعاوله
متشکرم.
پاسخ:
سپاس مندم از همراهیتون . .
ممنونم از مطلب خوبتون :-)
پاسخ:
استدعی می کنم :)
متشکرم ازحضورپرمهرتون . .
سلام
.مطلب خیلی خوبی بود
تشکر
پاسخ:
سلام و رحمت خدا،
.
متشکرم از توجهتون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">