مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم و عمـل،دو گوهـرند و انسـان‌ساز..
ماکاری مهم‌تر از "خودسـازی" نَداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
وَ هستیم که هستیم که هستیم...

محبوب ترين مطالب

069874.jpg (750×558)

چهارشنبه ی هفته ی قبل،صبحش،هوابارونی بود.ازاون بارون های ریزونَرم؛

قراربودکه سوالات امتحان خردادمدرسه روکه دیشبش طرح کرده بودم،تحویل بدم.

واردمدرسه که شدم،بچه هاکه من رودیدن،به سمتم هجوم آوردن!

صدای آقااجازه!آقااجازه!سلام ِبچه ها بلندبود.باهاشون چنددقیقه ای گرم گرفتم وخوش وبش کردم.

بعدرفتم دفتروبرگه های امتحان رودادم به آقای مدیر.

آقای مدیرتشکرکردوبلافاصله شروع کردبه تکثیرسوالات برای هفته ی بعد..

اون روزآخرین روزسال تحصیلی مدرسه بود.

موقع خداحافظی،تعدادی ازبچه هااومدن ودرفضای پراحساسی،خداحافظی کردن..

رفتم حیاط مدرسه؛

بارون همچنان ریزِریزمی بارید،حیاط خیس خیس بود.کلاس هادرسکوتی غم بارفرورفته بود.

نه سروصدایی،نه صدای خنده ای..

نه فریاداعتراضی،که؛

آقااجازه!امیرمحمدپاک‌کن منوبرداشته!آقااجازه!بِهدین،همش میخنده،حواسمونو،پرت می کنه!

غم،به گلوم چنگ انداخته بودوجدایی ازبچه هایی که عاشقونه دوستشون داشتم،خیلی سخت بود.

رفتم کنارِدرمدرسه،وبرای بارآخر،نگاهی به آسمون ابری،ساختمون خلوت وحیاط خالی مدرسه انداختم؛

پاتُندکردم وخودم روکشیدم داخل ماشین ..

ادامه دارد ..

♠♠♠

نظرات (۳)

روز اخر مدرسه همین حس رو داشتم احساس میکردم خیلی زود دلم برای روزهای دبیرستان تنگ میشه؛برای تمام خاطراتش...
مهر نزدیکه خیلی غصه نخوردید چشم روی هم بزارید دوباره رسیده:)
یاعلی
پاسخ:
دلبستگی یک معلم رو به شاگرداش،نمیشه خیلی توصیف کرد..
آره ..
چشم :)
ولی کلاس نهمی‌ها،مهرامسال،میرن مدرسه ی دیگه ..
ممنونم ازحضورپرمهرتون^ــ^
۰۵ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۴ شبنم بیقرار
سلام
خوشحال باشید! شما تونستید در روند رشد اون بچه ها یه نقطه نورانی باشید! اونا همیشه شما رو با خودشون خواهند داشت!

تابستونا چه کار میکنید؟
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
ازنظرلطفتون سپاسگزارم^ــ^
ازشاگردام،روزآخرنظرسنجی کردم درموردعملکردخودم،
ان شاء الله چندپُست بعد،عکس نوشته هاشون رو می‌گذارم :)
.
فعلاًکه تاآخرخـردادواوایل تیـرماه،مشغول برگزاری امتحاناتیم وتصحیح برگه ها وتکمیل فرم هاو..
تابستونا‌هم،برخلاف تصورعموم،مدرسه‌ها‌بازه‌ومدیرومعاونین بایددو روز درهفته،درمدرسه باشن،
برای آزمون ورودی‌و روندثبت نام وکلاسای جبرانی و..
من هم برنامه‌های مختلفی دارم. .
مسافرت،زیارت،تحقیق وبرنامه‌ی مطالعاتی،کتابخونه،هیئت قرآنی مسجد،فعالیت درپایگاه بسیج،رسیدگی‌به‌گُل‌ها وگیاهانم،نوشتن،تنظیم‌دفتراشعار خودم،عکاسی،ورسیدگی به کارهای موکول شده به تابستون و...
تازه!شاگردام بااصرارزیاد،ازم شماره تلفن گرفتن که تابستون،برای کوهپیمایی وگردش وبرنامه های تفریحی شون،همراهیشون کنم:)
خب پایان سال تحصیلی رو بهتون تبریک میگم . همسر منم معلمه . یکبار در گودبای پارتی کلاس مشترکشون شرکت کردم . مدرسه مختلط بود . پسرها اخره اخر خنده کنان و جیغ زنان رفتن ولی دخترها دور اقا معلم حلقه زده بودن و به معنای واقعی زار میزدن . تنها یه پسربچه کنار ابخوری بغض کرده بود و نه جلو میومد و نه مدرسه رو ترک میکرد . هیچوقت اون لحظه ای که خودش رو تو بغل آقا معلم انداخت و گریه کرد یادم نمیره . دنیای بچه های دنیایی پر از پاکیه . ایکاش آدمها همیشه پاک باقی می موندن 
پاسخ:
خیلی متشکرم ازلطفتون:)
خوشوقتم :)..
چه خاطره ی جالبی،
دقیقاًهمین طوره که می فرمایین ..
بچه ها،دنیایی ازپاکی وصداقتن،
ومابارها وبارهاشاهدصحنه هایی ازبروزاین پاکی وصفا وصداقت،بودیم؛
کاش ...
خیلی ممنونم ازحضورپرمهرتون^ــ^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">