مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز ..
ماکاری مهم‌تراز"خودسـازی"نداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
و
هستیم که هستیم که هستیم ...

  

گلچینی از رسانـه های دیگـر

دوستمـون :)

سه شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۱ ق.ظ

زنگ آخرکه خورد،به بچه هاگفتم:جلسه بعدازهمین درس امتحان می گیرم.

بعدوسایل وکیف ودفترنمره رو برداشتم ورفتم دفتر.

بچه هاموقع عبورازجلوی درب دفتر،یک نگاهی به داخل دفترمی انداختن ومی گفتن:

-آقاخداحافظ!

-خداحافظ . .!

چندلحظه ی بعدسکوت ساختمان مدرسه رو فراگرفت.

کیفم روبرداشتم وازمدیرخداحافظی کردم.

درحیاط مدرسه کسی نبود.

معلم ورزش دم درب با بچه ها داشت بلندبلندصحبت می کرد.

-بچه ها بریدخونه هاتون دیگه!

-چرااینجاایستادین؟منتظرچی هستین؟

-اجازه ما منتظر"دوستمون" هستیم!

معلم ورزش نگاهی به داخل حیاط انداخت وگفت:

. .

-کسی ازبچه ها تومدرسه نیست،وهمه ی بچه ها رفتن!

درهمین وقت من رسیدم به درب  مدرسه وبا معلم ورزش دست دادم وخسته نباشید گفتم وخداحافظی کردم.

و به سمت بالای کوچه حرکت کردم.

بچه ها بلافاصله دویدن دنبالم ،

من رو دوره کردن و پابه پای من حرکت کردن.

معلم ورزش که چنددقیقه ی قبل بابچه هاداشت،بحث می کرد؛

بلند،بچه ها روصدازدوگفت:

-کجا می رین،مگه منتظر"دوستتون" نبودین؟

بچه هاخنده ی شیطنت آمیزی تحویل معلم ورزش دادندوضمن اینکه بادست به من اشاره می کردن،گفتن:

-دوستمون این آقای . . ئه دیگه!!

ـــــــــــ♦♦ـــــــــــ

وسطای کوچه که رسیدیم،یه ماشین،تقریباًده قدم جلوترازما وایستاد.

درماشین بازشدوامیررضا(یکی ازشاگردام!)ازماشین پیاده شد،ودرو بست وماشین با سرعت دور شد.

امیررضا،با تموم قدرت به طرفم دوید.

اومدجلوی من ایستاد؛

بااون چشمای سبز،آبی رنگش بهم نیگا میکرد؛درحالی که یک لبخندگُنده رو صورتش پهن بود.

گفتم:

-امیررضا! پس چرا ازماشین بابات پیاده شدی؟؟

مگه نمی ری خونه تون . .؟

امیررضا درحالی که نفس نفس میزدوگونه هاش گل انداخته بود،گفت:

-چرا .  . !

آقا!

اِجـازه!! می خوام با شما بـرم . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


نظرات (۱۹)

۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۳:۳۲ پرواز سپید
سلام.
(آیکون شرمندگی و خجالت) مگه شما فردا مدرسه نباید برید؟!!
چرا الان بیدارید؟!

پاسخ:
سلام:)
من دوساعت بعدازغروب تاساعت دو خوابیدم دیگه!
چقدربخوابم؟!!!! 
خب الان سرحالم :)
۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۳:۴۰ پرواز سپید
سلام
منم تجربه تدریس دارم! :)
بچه ها خیلی خالصانه به معلمشون ابراز محبت میکنن!
کلا بچه ها حتی اونایی که خیلی بد رفتاری میکنن و حتی اونایی که به نظر خیلی غیر قابل تحمل میان یه وجه مشترک دارن،
 اونم اینه که خیلی خالصن! هرچی هستن همینه.
 هر حالتی که دارن همینه!
به خاطر همین حتی بدی هاشونم انعکاس بدی ایه که از محیط دریافت میکنن. خودشون بدنیستن!
برای اون بچه هایی که توی این سیستم آموزشی ما شما رو پیدا کردن خیلی خوشحالم!

پاسخ:
سلام،
عه!
چه جالب . .
همینطوره،
بچه ها،قلب پاکی دارن،
وسرشارازاحساسات خالصانه اند . .
این برای من باعث خوشحالیه که چنین دانش آموزان خوبی دارم:)
.
می ترسم زیادازخاطراتم تعریف کنم!
ممکنه حمل برخودستایی بشه . .
دوستانم بارها به من می گن:
-فلانی!ای کاش ما بچه می شدیم ومی اومدیم توکلاس شما،
وشما برای ماصحبت می کردی . .
.
.
ازلطفتون بی نهایت ممنونم . .

۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۶:۲۱ صحبتِ جانانه
چه تجربه ی شیرینیه بین بچه ها بودن؛ پر غل و غش ترینهاشونم با صفاتر از بزرگان...
پاسخ:
سلام،
خوش اومدین:)
.
دقیقا همینطوره که میگین . .
راستش این مدل معلم ندیده بودم که بچه ها عاشقشون باشن
پاسخ:
والّاا منم ندیده بودم !!
این بچه ها اعجوبه ئن :))
.
صفای قلب بچه ها . .
پاکی ضمیر . .
محبت خالصانه . .
.
حالا اگه بقیه خاطراتم رو بنویسم ،
چی خواهیدگفت . .؟!

۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۷:۲۱ معصـومــــــه ▄▄▄✐
ای جانم!چقدر دوستون دارن!من خیلییی دوست دارم این شغلو :) خوش به حالتون :(
پاسخ:
:)
.
منم دوستشون دارم!
.
چقدرخوب!!
این شغل،اعصاب قوی ،قدرت وهنرمدیریت ، وشرح صدر زیادی می خواد . .
.
تکلیف سنگینی رو خدا روی دوش ما گذاشته . .
نسل آینده دردستان ماست،
بایدمراقب این امانت های گرانقدرباشیم . .
.
ممنون ازحضورپرمهرتون . .
چه خوب...آقای معلم دوست دانش آموزش باشه :)
پاسخ:
:)
ودانش آموزا،دوست معلمشون . .
۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۹:۱۰ عباس زاده
سلام علیکم مومن
آخ آخ کلی به جای شما کیف کردم
خیلی قدر بدونید این پاکی بچه ها رو
لذت بخشه سرو کله زدن با بچه ها و همراه بودن با اونها
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
.
نوش جان :)
.
چشم !
.
من عاشق بچه هام !!
.
فوق لذته اصلاً :)
.
امیرالمؤمنین یاورتون . .
.
ممنون ازحضور با صفاتون عزیز . .

۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۱:۴۹ مردی بنام شقایق ...
سلام

چه خاطرات مشترکی

من هم یه روزی معلم بودم. حیف که چند ساله از فضای تدریس و معلمی جدا شدم.

خوش بحالتون واقعا
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
به به!
دانشمندگرانمایه . .
استادحیدری عزیزم!
.
بله خاطرات سرشارازمحبت واخلاص . .
.
چه سعادتی . .!
شماهنوزهم معلمید،
منتهاشماخودتون عملا،واردمیدان های خطیرعرصه های راهبردی شدید. .
.
خوش به حال همه ی ما . .
.
از"حنانه"کوچولوی ما چه خبر :)
.
افتخاردارم که دورادور،
 ازفعالیت های جهادی وتبیینی شما،کم وبیش باخبرم . .
امیدوارم که درعرصه ی دفاع ازدستاوردهای هسته ای وفداکاری های شهدای این عرصه،
موفق به توفیقات،ومؤیدبه  تأییدات الهی باشید؛
.
ازحضوربامحبت شماسپاسگزارم . .
سلام
سلام برادر 

ماشا الله

خدا لطف بزرگی به شما کرد
برای اینکه از "شر ما خلق" در امان باشید براتون چهارده تا صلوات میفرستم

به دانش آموزا بگید کمی تقیه کنن ممکنه بعضی همکاراتون با شما دشمن بشن بر اساس حسادت :)))))
پاسخ:
سلام ،
سلام ورحمت خدا،
.
 تبارک الله !
.
یا مـن هـو فـی لطفـه قـدیـم . .
.
واااای آقا من شرمنده ی محبت شما شدم که . .
.
چهارده معصـوم حـافـظ شما وخانواده ی شما وحافظ نسل شما باشن، ان شاءالله . .
آقا،ما دوستــون داریم :)
.

الحمدلله همکارانم خیلی خوبن،درسواد،دراخلاق ،درمدیریت کلاسی،و . . ازمن بهترن،
منتهااونها تو فضای مجازی نیستن،
بنده وامثال بنده،
می آییم وازفضل خودمون می نویسیم !
.
این محبت بچه هابه حقیر،بدون شک لطف حق متعاله،
ودرواقع،فضلی دربنده وجودنداره،که قابل ذکر باشه . .
.
ازمحبت خالصانه ی شما برادرعزیزوفاضلم بی نهایت ممنونم . .

سلام :)
واای . یهو دلم خواست منم معلم می بودم ُ هی بهشون میگفتم "شاگردام" . وویی دلم خواست یهو این نازنین های فسقلی رو ... :)))
پاسخ:
سلام ورحمت خدا:)
الانم دیرنشده ها . .!
.
اگر"اعصاب آهنین"دارید . . !
اگرتحملتون بالاست . .!
اگرقدرت مدیریت دارید . .!
اگر پول برایتان مهم نیست . . !

به ما بپیوندید . . !!

انجمن معلم پروران دانش !!!
(این یک پیام بازرگانی بود :))
.
.
نازنین های فسقلی فینگول خوردنی :)))
ای کاش می تونستم چندتاازعکساشون رو بذارم وبم،
ببینین من با چه اعجوبه هایی طرفم:))
.
ممنون ازحضورپرمهرتون . .

سلام علیکم.ولی خوشبحال شما و شاگرداتون .من خیلی دوس دارم معلم بشم 
پاسخ:
وعلیکم السلام ورحمة الله،
سپاس از شما،
معلمی خصوصیاتی می خوادکه بتونید،
ضمن مدیریت کلاس،
با محبت ،
ودرعین حال قاطعیت،
ذهن دانش آموزان رو به سمت تعالی وکمال سوق بدبد.
.
چقدرخوبه که معلمی رو دوست دارید.
.
جسارته،سوالی ازخدمتتون داشتم . .
۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۴:۲۳ مـاه بـانو :)
چقدر عالی ..

کاش همه معلمها همینطوری بودن و بچه ها دوست خطابشون میکردن ..

دوست خوب و سالم و مهربان.. 

االبته این دوست داشتن مسئولیت زیادی رو بهم به همراه داره ..

کوچکترین اشتباه ممکنه خدایی نکرده بزرگترین اشتباه رو به همراه داشته باشه ..

معلمی شغل قشنگیست .. و خیلی این شغل رو دوست داریم .. ^_^

+

ان شاءالله در پناه خدا موفق و موید باشید ..

التماس دعا 

🌷
پاسخ:
سلام،
.
بله!
بیشترمعلما اینطوری هستن وحتما هم ازبنده بهترن . .
.
همینطوره!
بچه ها،امانت های خداهستن دردستان ما . .
نسل آینده رو بایدخوب ساخت وپرورشش داد.
.
بله!معلمی واقعا دوست داشتنیه ^ــ^
.
ممنون ازدعای قشنگتون . .
شما هم درپناه خدای مهربون باشید،
عزیزباشید . .
ان شاءالله . .
نه فقط به بچه ها مربوط نیست...معلم تاثیرمیزاره من درکل سال تحصیلیم  ۲بار از کلاس رفتم بیرون یکی۳دبیرستان  یکی اول دبستان...فاجعه است یه معلم بوووق دلاشته باشی اول دبستان که انقدر ازش متنفرباشی که بعد این همه سال تنها معلمی که فامیلشم یادت نباشه باشه تازه یه بارم از مدرسه فرار کردم همشون اول دبستان(ا:|من بچه درسخونی بودم اما معلم بیش از حد  رو درسم تاثیرمیزاشت
هنو یادش میوفتم عصبی میشم که اول دبستانم واولین سال تحصیلیمو باهمچین ادمی بودم
پاسخ:
ای واااای! چقدر بد :(
واقعاناراحت شدم،
ازاینکه یک همچین خاطره ی تلخی از معلم اول دبستانتون ،
توذهنتون مونده . .
درکتون می کنم . .
.
بله !معلم فوق العاده روی بچه ها تأثیرگذاره . .
من هنوزعاشق معلم اول دبستانم هستم.
خداروشکرمی کنم که خودم معلمان خیلی خیلی خوبی داشتم . .
.
ان شاءالله،خدا،تو زندگیتون اون مسأله رو"جبـران"می کنه . .
ممنون ازحضورتون . .
۲۴ آذر ۹۴ ، ۲۱:۳۶ پرواز سپید
معلم یه نگاهی به احمد و کامران و من که پای  تخته بودیم کرد و گفت: چرا درس نخوندید؟
سرمونو انداختیم پایین...
بعد اومد نزدیکمون  و چوبی رو که توی دستش  بود داد به من و گفت: منو بزن
گفتم: چی؟!
گفت: بزن... حتما من درست درس ندادم که شما  خوب یاد نگرفتی...






منم دیدم حرفش منطقیه!
به همین برکت اینقدر زدمش  اینقدر زدمش،
که اگه ناظم نیومده بود کشته بودمش!!

من روی نوع آموزش حساسم!


گفتم هم شما هم خواننده هاتون بخونید خوبه برای اعصاب!
پاسخ:
:)))))))))))

خیلی ممنون ،
ولی اعصاب من هنوزآرومه . .
شکرخدا . .!
آخیییییییییییییییییییییییییییییییی^__^

پاسخ:
^ــــ^

۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۱:۵۷ ثریا شیری
کاش زمان ما هم معلما دوستمون بودن :((
پاسخ:
ای وااای !
مگـه نبودن؟؟
متأسف شدم واقعاً:(
ان شاءالله خداجبران می کنه براتون . .
.
ممنون ازحضورتون
سلام فردا صبح دعوتید وب ما ممنون میشم بیاید:)
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
ممنونم،
یادم باشه ،چشم . .
۲۷ آذر ۹۴ ، ۰۰:۱۱ علیرضا علیرضا

بامطلب جدید درخدمت هستیم لطفا با حظور گرم خود مارا خوشحال کنید

پاسخ:
چشم . .
احسنتکم یا معلم :)
یک معلمی داشتیم اول ابتدایی بعد از این همه سال یکبار دیدمش دم یک مغازه پارچه فروشی شک داشتم خودشه یا نه! دل رو زدم به دریا و سلام دادم سریع من رو شناخت :دی
خیلی حس خوبی داشت.
الآن هروقت ازونطرفا رد میشم میرم پیشش چند دقیقه ای.
خیلی معلم خوبی بود.

پاسخ:
الطافکم مزید!
چه حس خوبی!
خوش به حالتون که یه همچین سعادتی دارین :)
خدا،هم شما رو وهم معلم تون رو حفظ کنه ؛
ممنون ازحضور پرمهرتون . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">