مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم و عمـل،دو گوهـرند و انسـان‌ساز..
ماکاری مهم‌تر از "خودسـازی" نَداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
وَ هستیم که هستیم که هستیم...

محبوب ترين مطالب

سفرنامه‌ی گلخانه‌ای ..

شنبه, ۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۰۵ ق.ظ

034481.png (700×539)

1.بالاخره،تابستون تموم شد،و پاییز،باهمه‌ی جلوه‌های زیبا ودلفریبش،از راه رسید.

اول مهر،نمادی ازآغازتلاش دوباره،برای برون رفت ازچاه جهله؛

دانایی وآگاهی،اونقدرمهم وباعظمته که پیامبربزرگ اسلام،اُمتش رو به فراگیری علم ازگهواره تاگور،فرا می‌خونه،

اطلبواالعلم من المهـدالی اللحــد..

2.دیروزصبح بودکه دوستان،از من خواستندکه به اتفاق هم،بریم یک گلخونه‌ی خیلی جذاب.

گفتم:آقامن حقوق نگرفتم!وضع جیب،قمردرعقربه!

گفتن:شما بیا،پولش باما!!

بااینکه هواگرم بود ومن قصدداشتم وسایل ولوازمم رو برای فرداکه می‌خوام برم سرکار،آماده کنم؛

قبول کردم.

موقع پوشیدن لباس‌هام،متوجه شدم که ای دادبیداد،نوک یک لنگه‌ی جورابم به طرز ِدهشتناکی سوراخ شده!!

رفتم تا یک جفت جوراب دیگه ام رو بردارم،که دیدم واویلااااا!این یکی وضعش بدتر از اون یکیه!

لذا به اون یکی جوراب پناه بردم و باکمی ترفند!موقتاًپوشیدمش،

تا بعداز برگشتن ازبازدیدگلخونه،فکری اساسی به حال جورابای ستم کشیده ومظلوم بکنم!

3.رسیدیم به محل گلخونه،یک نفراومدبه استقبالمون وما روبه سمت سالن های گلخونه،راهنمایی کرد.

دراین گلخونه،بیشترانواع کاکتوس ها وژمینوها وساکولنت‌ها وتعدادی هم از گیاهان معروف پرورش داده می‌شد.

داخل سالن اول،به خاطرتابش آفتاب،خیلی گرم بود ومدام عرق می‌ریختم.

گل‌های گلخونه،فوق العاده زیبابود!

انواع کاکتوس ها درشکل وقیافه هایی حتی خنده دار وعجیب وجالب،خودنمایی می‌کرد.

مدیرگلخونه می‌گفت که بعضی ازکاکتوس ها40سال سن دارن.

من بیشترسعی می‌کردم عکس بگیرم:)

تااینکه بخوام به عنوان مشتری،به گُل‌ها،نگاه خریدارانه،داشته باشم(لااله الّاالله!)

درسالن بعدی،کُلّی کاکتوس شب شکوفا،کاکتوس پیرمرد،انواع هاورتیا،کاکتوس اسپوستوا نانا!! وکاکتوس توپّی -اچینوکاکتوس-ازکوچیک تاخییییلی بزرگ وجودداشت.

یک کاکتوس توپّی خیلی بزرگ حتی گُل هم داده بود.

همین‌طور درسالن‌های دیگه، زیبایی گُل‌هافوق العاده بود.

بعضی کاکتوس‌هاپشمالوبودن،آدم یاد ِیک نوع میکروفن می‌افتادکه بیشتردرخبرهای مربوط به کشورهای اروپایی وآمریکا،دیده بودم که خبرنگارها ازاون استفاده می کردن.

4.درقسمت پشت سالن‌ها،یک محوطه‌ی باز بودکه کلی گلدون کوچیک وبعضی گلدان‌های بزرگ،در اونجا ردیف روی زمین چیده شده بود.

چشمم به گیاهی افتادبه نام نخل شامادورا الگانس(چه باکلاس!!)

دلم رو برد!

ازبین اون‌ها یکی روانتخاب کردم.

که بعداًمتوجه شدم دوستان هزینه‌ش رو تقبل کردن.

مدیرگلخونه،دائم می‌گفت:قُــــربونتون برم،قُــــــربونتون برم :)

وقت اذان ونهاربود،از مدیرگلخونه تشکرکردیم وخداحافظی کردیم.

کنارگلخونه،یک مغازه هم بودکه پسرمدیرگلخونه،انواع گلدون وبعضی از گل‌های بسیارزیبای گلخونه رومستقیماًبه مشتری‌ها می‌فروخت.

رفتیم داخل مغازه ومن از اونجا دوتا گلدون قرمز خیلی خوشرنگ خریدم:)

دوستان هم چندتاگلدون سفالی کوچیک رنگی گرفتن.

5.واینک!توجه شما رو به تعدادی از تصاویرارسالی ازواحدمرکزی خبر!،جلب می‌نمایم:)

  • عکس1 —>گُل مرجان،
  • عکس2—>انواع ژمینو وکاکتوس های پیوندی
  • عکس3—>چقدرزیباست!
  • عکس4 —>مرجان ابلق
  • عکس5 —>آگاو ِویکتوریا وآگاو ِ خنجری
  • عکس6 —>اچینوکاکتوس های توپی بزرگ
  • عکس7 —>نخل شامادورا الگانس(یکی ازهمین‌ها رو خریدم)
  • عکس8 —>وسط،یک درختچه به شکل بونسایی+سمت راست،گیاه بسیارزیبابه اسم ِ
  •                 پورتولاکاریا آفرا !!
  • عکس9 —>کاکتوس های اچینو واولدمن یا کاکتوس های پیرمرد!!
  • عکس10 —> گُل ختمی چینی
  • عکس11 —> بونسای گُل آدنیوم
  •                  (ازپسرصاحب گلخونه قیمتش روپرسیدم،گفت:400هزارتومن:/ )

۹۶/۰۷/۰۱ موافقين ۶

نظرات (۸)

۰۲ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۶ بهارنارنج :)
من اون۴۰۰تومنی رو دوست دارم:دی

خب بگذریم,اقا معلم...جوراب چه کردید؟:))شما اقایون باید یه طرح و یک رنگ از یه مدل جوراب چند جفت بگیرید:|
پاسخ:
چهارصدتومنیه واقعاًزیبابودودوست داشتنیD:

ازهرچه بگذریم سخن دوست ..امم یعنی سخن ازجوراب بهتراست :)
والّا ..همین الان از بازارمیام و دوجفت جوراب تازه خریدم^ــ^
بنده خدا جورابای قبلیم،خیلی زحمت کشیدن وبذل جان ومال کردنD;
سلام 
اول از همه‌آغاز سال تحصیلی رو به شما و دانش آموزانتون تبریک میگم گرچه بچه ها این روزا زهرترین روزهای زندگیشونه اما خب قطعا شما خوشحالید که دوباره میبینینشون.
دوم اینکه خدایی این اسمارو حفظید یا جایی نوشتید؟:)) آخه من اسمارو حتی نمیتونم بخونم موندم شما چجوری اینهمه اسم عجیب غریب یادتون مونده.
سوم اینکه‌واقعا خوشبحال اون آقایی که گلخونه داره و در اینهمه زیبایی و طراوت زندگی میکنه.
من اصلا‌گل‌ندارم:( هیچکسم تا به حال یه‌گل و‌گلدون به من هدیه نداده بعد من بخونم مراقب گلدون اطلسی باش یه وقتایی منتظر کسی باش:دی قشنگ معلومه روزه بهم فشار آورده و خسته کوفته تازه رسبدم و به جای‌آماده کردن افطار دارم عکس این گل هارو میبینم؟:|
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
اوّل،متشکرم از لطفتون،
بچه‌ها یعنی دانش‌آمورانم ازمن هم خوشحال‌تر بودن،
چون من رو می‌دیدند:)
بچه‌ها عاشقم هستن ومنم عاشقشون هستم:)
امروز،کُلّی بچه‌ها رو خندوندم،زنگ تفریح نمی‌خواستن ازکلاس برن بیرون!
شاگردام چشم از من برنمی‌داشتن،چهارچشمی و با همه‌ی وجود،نگاهم می‌کردنD:
دوم،آخه نه که ما بااین گُلها فامیلیم،بنابراین اسمهاشون رو هم بلدیمD;
درواقع،مابخشی از این گلها رو داریم،بقیه رو هم روی علاقه‌ای که دارم اسمهاشون رو یادم مونده؛
سوم،بله واقعاًخوش به حال ایشون،غبطه خوردم به زندگی میون اون همه سرسبزی وسرزندگی ..
چراگُل ندارید؟؟حسن یوسفتون چی شدپس؟
خب خودتون گُل بخرید،کُلّی نمایشگاه گُل وگیاه هست،
می ارزه که انسان چندتا گلدون گُل داشته باشه وبامظاهرزیبایی خداوند،اُنس بگیره؛
بله بله کاملاًمعلومه:)
امروز یکی از شاگردانم می گفت:
آقااجازه! مامان من،جمعه ها روزه می‌گیره!
قبول باشه ان شاء الله ..
ممنونم از حضورپرمهرتون
چه تعریف نامحسوسی از خودتون کردید، البته این دیگه محسوس بود:دی
البته باید بگم من به شخصه از مدرسه بیزار بودم اما شدید شوق دیدن بعضی از معلم هام رو داشتم همیشه.
 + حسن یوسف برای من نبود،امانت اومده بود پیش من تا بهش نور بخوره اما سوخت:((
قبول دارید گل باید به دست آدم بیفته؟( بیست و دو پیرزن میشود!) مثل قدیمیا که میگفتن ترشی باید به دست بیفته، راستش یجورایی این گل رو هم من پذیرفتم که دستیه، یعنی شما ببین بامبو دیگه چیه،یکی از اقوام ما میگفت دورش باید ربان قرمز ببندی و هرروز واقعا نازش کنی و قربونش بری و نمیدونم فرد باشه تعدادشو کلی از این دست قرتی بازی ها:دی بعد خودش هرچقدرم بامبو میخرید زرد میشد با وجود انجام همه این کارها:| اونوقت بابای من ددوتا دونه بامبو انداخته بود توو گلدون قطعا قربون صدقه هم که نمیرفت:دی بعد همیشه سبز...واقعا به دسته...خیلی ها گل به دستشون میاد و سبز میمونه خیلی هام دقت کنید هرچی میگیرن حتی کاکتوس هم زردو پژمرده میکنن:دی
شماهم عین ابوی بنده گل به دستتون میاد.
بنده هم تا به حال امتحان نکردم ببینم به دستم میاد یا نه اما از همون حسن یوسف میشد فهمید گلم مارو دوست نداشت!:/
شاگردانتون راهنمایی هستن؟!
شدیدا دلم برای خرید لوازم تحریر تنگ شده و معلم عربیم، دیگه برای هیچ چیز دیگه از مدرسه تنگ نشده! 

پاسخ:
نه مطمئن باشیدکاملاً زیرپوستی بودD;
بنده هم وقتی دانش آموزبودم،خیلی مدرسه رو دوست داشتم.
+چه حیف;(
اینکه بین گُلها وانسانها ارتباط دو طرفه وجودداره،و از هم تأثیرمی‌گیرن درسته؛
امّاشرایط نگهداری ومراقبت اصولی ودرست،خصوصیات اقلیمی وتأثیرفصول سال هم شرطه،
گاهی اوقات،آب دادن‌های بیش ازحد ودرنظرنگرفتن اقلیم ودمای فصول سال،می‌تونه باعث زردی وپژمردگی گیاهان بشه،
مثل کاکتوس‌ها که آب زیادی نمی‌خوان.
البته چندتا فووت کوزه‌گری هم داره پرورش گُل وگیاه.
(خداحفظشون کنه..)
امتحانش ضررنداره،
البته بایدبگم که برای کسانی که می‌خوان گُل وگیاه پرورش بدن،
هیچ کارشناسی توصیه نمی‌کنه که ازحسن یوسف شروع کنید!
چون نگهداری وپرورش حسن یوسف-که گیاه خیلی حساس وظریفی هستش-مشکله؛
برای شروع،انواع کاکتوس ها/گیاه "پوتوس"/گیاه"سانسویریرا"-مخصوصاًسانسویریای طلایی-/انواع شمعدانی/سینگونیوم/کراسولا/و ..
به خاطرسازگاری خیلی زیاد وشرایط نگهداری آسون،خیلی مناسبن برای پرورش ونگهداری ..
متوسطه‌ی دوره‌ی اوّل
من خودم گاهی موقع برگشتن از مدرسه،میرم مغازه وکلّی نوشت‌افزار ودفتر وخودکار می‌خرم(البته برای استفاده)
خریدنوشت افزار،همیشه جذابه..
۰۳ مهر ۹۶ ، ۱۵:۰۰ عباس زاده
سلام علیکم مومن
عزاداری‌ها قبول
گل‌ها زیبا هستند کلا
ما هم خیلی به گل علاقه داریم ولی چون زمانی برای نگهداریشون نمگذاریم بیچاره میشن ازدست ما
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
قبول حق،ان شاء الله..
گُل هاآینه‌ی جمال پروردگارند،
:)
می تونیداز انواع کاکتوسها/پوتوس/سانسویریا/و ..که به مراقبت زیادی احتیاجی ندارن،
انتخاب واستفاده کنید؛
زنده باشید،
ممنونم از حضورباصفاتون
۰۳ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۸ ام اسی خوشبخت
سلام بر بزرگ معلم بیان
شما انقدر با ذوق از تحصیل صحبت میکنید دلم خواست سر کلاستون بشینم :)
من وقتی وارد گلخونه میشم دلم نمیخواد بیام بیرون.
گلها واقعا زیبا بودن، ممنون :)

پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
(وای وای نفرمایین،من یک مـعلّم ساده‌ام^ــ^)
اتفاقاًهمه‌ی دوستهای خودم،همین حرف شما رو می‌گن:-)
واقعاًهمینطوره که می‌فرمایید،
آدم سیرنمیشه از دیدن گُلهاو از انس باگلها،اصلاًگذرزمان رو نمی فهمیم.
زیبا دیدین:)
ازلطفتون وازمحضرپرمهرتون،سپاسگزارم^ــ^
بسیار عالی سپاسگزارم
پاسخ:
 عالی حضورشماست،
ممنونم از لطفتون:)
۰۶ مهر ۹۶ ، ۲۲:۳۶ محمدعلی حسینی
سلام... « قلبم یا شمشیرم ؟ » صحبتی با شهید حججی ... ما رو با نظراتتون یاری کنید... ممنونم 
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
چشم،
ممنونم از حضورتون
مرسی عالی بود
اگر میشه مطلب های جدید سایتو برای من ایمیل کنید
پاسخ:
متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">