مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز ..
ماکاری مهم‌تراز"خودسـازی"نداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
و
هستیم که هستیم که هستیم ...

  

گلچینی از رسانـه های دیگـر

شایدمسیرشهرتماشاعوض شده ست . . +9عکس

شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ب.ظ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توکلاس بودم.صدای زنگ آخر که به گوش رسید،بچه ها کتاب ها ووسایلشون روجمع کردن،

ومنتظرمن بودن که اجازه ی خروج بدم.

گفتم هفته ی بعد،تحقیق میارید،یادتون نره . .

بعدبه بچه ها اجازه دادم که ازکلاس خارج بشن.

بچه هاتک تک می اومدن جلوی من،

و حتم داشتن که موقع گفتن "آقا!خداحافظ . ."،

من به اونها نگاه کنم وبعدازیک دیدارچشمی،بگم خداحافظ . .!

بعضی ازبچه ها،بایک قلم وکاغذ،می اومدن جلوی من،وباوسواس می پرسیدن که

-آقااجازه جلسه ی بعدامتحان می گیرین؟

ومن هم می گفتم-

-نه!فقط بایدتحقیق بیارین.

کیف ودفترنمره وماژیک هاروبرداشتم ورفتم دفتر.

آقای ک مدیرمدرسه بالبخندقدرشناسانه ای،گفت:

-خسته نباشید!

-ممنون!

-آقای . . لطفاً یه زحمت بکشین وبرای امتحان نوبت دی ماه،سوال طرح کنین.

گفتم:

-چشم!

آقای ک چندبرگه به من دادبرای نوشتن سوال ها.

ازآقای ک تشکروخداحافظی کردم واز دفترخارج شدم.

♦♦♦

بیرون بارون بی امانی می بارید؛چترم رو بازکردم و واردحیاط مدرسه شدم.

بچه ها جلوی در مونده بودن.

گفتم:

خب!امروزنهار،مهمون کدوم یک ازشماهستیم؟

بچه هاخندیدن وگفتند:

-آقا!اجازه بیاین خونه ی ما . .!

گفتم:

نخیر!

خونه کسی میرم که نهاربوقلمون داشته باشن:)

-آقا اجازه!شما بیاییییین! مابوقلمون هم درست می کنیم :)

تو این گفت وگوها،

درحالیکه بایک دستم کیفموگرفته بودم؛

وبایک دست دیگه چترم رو،

مراقب بودم پام توچاله های پرآب فرو نره وآب گل آلودبه پاچه شلوارم نپاشه . .

بانگاهم چاله های جلوتر رو شناسایی می کردم وبا نوک پا اون مانع! رو ردمی کردم.

تووهمین حین، یک دفعه چشمم افتادبه پای دیوارسمت چپ کوچه . .

وااای خدااای من . .

گُله به گُله،

گیاه خیلی قشنگی بابرگهایی چندرنگ،پای دیوار رشدکرده بودو جلوه ی بسیارزیبایی داشت.

مخصوصاً که گل های صورتی رنگ توپی شکلی داشت.

این گیاه باوجودرطوبت خوبی که ازسطح کوچه دریافت می کرد،تونسته بود رازبقای خودش رو عملاً حفظ کنه!

رفتم سمت دیوارو خم شدم به سمت اون گیاه؛

و یک دل سیـرنگاهش کردم.

خیلی قشنگ وزیبـا بود.

چون می دونستم این گیاه یک گیاه خودروئه،وتعلق به کسی نداره،

دلم خواست این گیاه رو تو مجموعه ی گل وگیاهم،تو خونه،داشته باشم.

کمرم رو صاف کردم،

وتازه!

یادم اومدکه شاگردام درکنارم ایستادن وبادقت تمام! حرکات منو رصد! می کنن.

به یکی ازبچه هاگفتم:

-میشه چندلحظه چترم رونگه داری؟

-بله آقا . .

شاگردم چتر روبالای سرم گرفت.

خم شدم وکیفم رو باز کردم.

همیشه،یک پلاستیک!شیک بزرگ دسته دار ،

و تعدادی کیسه فریزر! توکیفم دارم ،برای روز مبادا !

یکی از کیسه فریزرها رو بیرون کشیدم و فوت کردم توش تاازهم باز بشه؛

خم شدم وطوری که شکل کلی اون مجموعه گیاه،به هم نخوره،

دستم رولابلای شاخه های نازک ومخملی اون گیاه فرو بردم،

وچندشاخه رو باریشه هاش،آروم کشیدم بیرون.

راحت دراومد.

دستم کمی گِلی شد.شاخه ها رو گذاشتم توکیسه فریزر.

از ناودونی آب بارون می ریخت پایین.

دستم روگرفتم زیر شرّه ی ناودون،وگِل دستم روشستم.

بادستمال کاغذی،دستم رو خشک کردم وچترم رو از شاگردم گرفتم.

شاگردام بدون هیچ گونه پرسشی ! فقط به کارهای من نگاه می کردن!

تودلم گفتم:

خدا میدونه الان این فسقلیا! تودلشون درباره ی من چی فکرمی کنن؟

مثلا ممکنه بگن:

-آقای معلـم داره چیکار می کنه . . ؟!

این علفها رو میخادچیکار کنه. .؟!

تو این بارونِ تند،اینکار چقدر واجبه . .؟!

و . .

ولی شاگردام،هیچ چی نگفتن ،فقط حس می کردم،توچشماشون علامت سوال مبهمی بوجوداومده!

ولی نمی تونن چیزی بپرسن!

شایدم فکرمی کردن که نبایدواردمعقولات بشن !

ازشاگردام تشکرکردم وازشون خداحافظی کردم.

♦♦♦

وقتی رسیدم خونه،رفتم ایوون و داخل محموله کیسه فریزر رو-که همون گیاه خودرو بود- مقداری آب ریختم،

که برگاش پژمرده نشه.

بعدگذاشتم چندروز داخل کیسه فریزر بمونه تابه فضای جدید عادت کنه.

یه گلدون کوچیک سفیدوسفالی درنظرگرفتم برای این گیاه . .

این عکس ها رو چند روزبعدگرفتم . .

.

به نظرشمـاهم، این گیاه قشنگه  . . ؟

یافقط به چشم من زیبـاست؟؟











درباره بهشت

دیگر مسیر شهر تماشا عوض شده ست
ما گم شدیم و نقشه ی دنیا عوض شده ست،

دیگر برای عشق به زندان نمی برند!
یوسف دلش گرفت، زلیخا عوض شده ست،

راز میان ساحل و صخره به من رسید،
دیگر صدای گریه ی دریا عوض شده ست،

دوزخ کجای باور مردم نشسته است؟
«درباره بهشت، نظرها، عوض شده ست»

ما هرچه میرویم به مقصد نمی رسیم،
شاید مسیر شهر تماشا عوض شده ست . .

شعراز:امین ترابی



نظرات (۱۱)

نه واقعا قشنگه:)
معلومه ازاون معلم خوب هایید:)اینده بچه هاباشماست:)کارسختی اما پاداشش هم همونقدر زیاده
پاسخ:
همینطوره!
ممنون ازلطفتون . .
شایدم آینده ی کشور،آینده ی دنیا . .
بله،خدابایدکمکمون کنه تابتونیم،این وظیفه ی سنگین روبه درستی انجامش بدیم.
.
سپاس ازحضورباصفاتون . .
نوشته تون سرشار از حس خوب بود!
چقد رابطه تون با دانش آموزا خوبه :)
خوش به حال شاگردای شما ...
کدوم پایه تدریس میکنین؟

خلاصه که با این پست حالم خیلی عالی شد :)
+ گیاه قشنگیه واقعا ...
پاسخ:
ممنووون ازلطفتون،
خوبه،یه گوشه شه:)
عالیه . .
:)
خوش به حال من باچنین شاگردای خوبی . .
دبیرستان (دوره اول)
چقدرخوب !
+همین طوره :)
۲۸ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۸ پرواز سپید
سلام استاد
نبودید دلمون گرفته بود!
خوش به حالتون که حیاط دارید!
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
.
اینقدر به من حقیرنگیداستاد . .
من یک معلم خیلی ساده م؛
.
هرسال مشغله هام تو این ماه آذر ودی خیلیییییی زیاااد میشه. .
.
البته اونی که توعکس مشهودبود"ایوون بود،
بله،
داشتن حیاط خیلی تو حال آدم تأثیرداره . .
ان شاءالله روزیتون:)
۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۰۴ صحبتِ جانانه
چقدر خوبه معلم محبوب باشه

گل زیباییه


پاسخ:
وشاگرد ، عزیز :)

همینطوره !
.
ممنون ازحضور باصفاتون . .
۲۹ آذر ۹۴ ، ۱۰:۳۷ مـاه بـانو :)

هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروتمند خواهید بود.

در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است. 

ناپلون هیل در کتاب کلید طلایی 12 نوع ثروت را معرفی می کند که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند.

 این ثروت های دوازده گانه عبارتند از:  

 1.رویکرد ذهنی مثبت.

 2.تندرستی واقعی. 

3.هماهنگی در روابط انسانی.

 4.رهایی از ترس. 

5.امید به موفقیت. 

 6.نیروی ایمان. 

7.اشتیاق به بخشش و سهیم شدن داشته های خود. 

8.عشق ورزیدن به کار. 

9.تعصب نداشتن به همه موضوعات.

 10.انضباط شخصی.
 
 11.توانایی درک دیگران. 

 12.امنیت اقتصادی.

+

سلام ..

گل و گیاه آرامش خاصی به آدم میده ..

این گل هم واقعا زیباست و لایق یه گلدونه مثل خودش زیبا هست .. :)

+

شادی براتون آرزو مندیم ..

در پناه خدا ..🌷
پاسخ:
پس، 
خدایاما رو ازثروتمندان واقعی قراربده . . !
.
دردنیای امروز،ثروت فراترازپول است . .
چه جمله ی حکیمانه ای . . !
.
واقعاً هم این12مورد،ثروت های واقعی ما محسوب میشن :)
.
سلام ورحمت خدا،
انس با گل وگیاه،هم آرامش میده وهم انرژی . .
درسته!
.
ممنون ازلطفتون . .
شماهم همینطور،شادباشیدوسرافراز . .
.
سپاس ازحضورپرمهرتون
شاید مسیر شهر تماشا عوض شده است... 

سلام. 
به دل نشستنی هستند نوشته هاتون. ان شاءالله در راستای اشتغال به شغل انبیاء، که فکر میکنم حتما همراه با لذت و تجربه های خوب هست، توفیقات روزافزون داشته باشید. 
و اینکه همه ی آفریده های حضرت آفریدگار زیبا هستند؛ خاصه گلی باشه که در هوای پاییز، کنار یه دیوار، بی تشریفات و بی ریا، روییده باشه و مشغول نگاه کردن به عابران، تا ببینه آیا کسی هست در این آمد و رفت ها، که به اندازه لحظه ای تامل بکنه در مقابل عظمت و صنع پروردگار؟... 

پاینده باشید. 
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
نظرلطف شماست . .
ان شاءالله،
ممنونم ازدعای خوبتون:)
.
چقدرزیبا بیان کردین . .
همه ی پست من یک طرف،
این دوجمله ی زیبای شما هم یک طرف . .
آفرین به شما!
لذت بردم ازاین توصیف . .
.
مستدام باشین :)
.
سپاس فراوون ازحضور پرمهرتون . .
این پستتون پر از حس خوب بود
این گیاه ها هم خیلی قشنگه اسمشون چیه؟
پاسخ:
ممنون از لطفتون :)
آره خیلی قشنگه!
هنوزاسمش رو پیدانکردم:(
بایدجست وجو کنم،
وازافرادمطلع بپرسم . .
.
سپاس ازحضوربا صفاتون . .
سلام. همه گل ها قشنگ هستند.
یلدا مبارک.  
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
بله!
هرگلی که زیبایی خاص خودش رو داره؛
.
یلدای شما هم به خیروشادی:)
مستدام باشید. .
خیلی خوب بود واقعا لذت بردیم :)
معلمی شغل دوست داشتنیه 

پاسخ:
ممنون از نظرلطفتون:)
.
سلام!
خوش اومدین . .

سلام

چه روحیه ی لطیفی دارین...

موفق باشید ان شاءالله

پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
ممنون از لطفتون :)
شمام همینطور . .
درپناه حق باشین . .
۰۷ دی ۹۴ ، ۱۰:۵۱ برف دونه
شما با این سیستم تون، از این شاگردهای کوچولو موچولو می تونین انسان های بزرگی تربیت کنین...
قدر بدونین این نعمتی و شرایطی رو که خدا به شما داده

---------------------

زیبا می نویسین و دوست داشتنی :)
پاسخ:
به امیدخدا . .
چشم!
قدردان این نعمت عظیم الهی هم هستم.
.
ممنوون ازنظرلطفتون :)
ازحضورباصفاتون سپاسگزارم . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">