مهـــرجــــان

اللهـم صل علی محمـدوآل محمـد وعجل فـرجـهــم . .
مهـــرجــــان

عـلم وعمـل،دو گوهـرند و انسـان ساز ..
ماکاری مهم‌تراز"خودسـازی"نداریم؛
ما"اَبـد"درپیش داریم،
و
هستیم که هستیم که هستیم ...

  

گلچینی از رسانـه های دیگـر

علامه محمدتقی جعفری، "ابن سینای" زمان . .

دوشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۳۹ ب.ظ




امروز25آبان،مصادف است باسالروزارتحال علامه محمدتقی جعفری-رضوان الله علیه-.به این مناسبت،آشنایی بابخشی اززوایای زندگی وسیره ی این عالم بزرگوارودانشمندبزرگ،یکی ازضروریات زندگی درعصرفناوری واطلاعات است.

محمدتقی جعفری (مرداد۱۳۰۴ - ۲۵آبان۱۳۷۷هـ.خ) (۱۳۴۳-۱۴۱۹هـ.ق)، از جمله فیلسوفان مسلمان و مولوی‌شناسان معاصر ایرانی می‌باشد که با علم وسیع خویش کتابهای بسیاری را تألیف نمودند . .





ولادت محمدتقی جعفری

استاد محمدتقی جعفری در سال 1304 هـ.ش در شهر تبریز به دنیا آمد.

پدرش، «کریم» درس نخوانده بود، اما صدق و صفای خاصی داشت.

پدرش نانوا بود و هیچ وقت بدون وضو دست به خمیر نان نمی‌زد. حافظه این نانوانی مکتب نرفته چنان قوی بود که اغلب سخنان واعظان شهر را با دقت و تفصیل، برای دیگران بیان می‌کرد.

در روزگاری که تبریز دچار قحطی شده بود، در یکی از شب‌ها، ‌کریم با هزار زحمت دو عدد نان سنگگ و مقداری شیرینی خرید، در بین راه منزل، دو نفر را در خرابه‌ای دید که مشغول خوردن استخوان و لاشه گوسفند و مرغ مرده‌ای بوده‌اند،‌

او که چنین دید، دلش به حال آنان سوخت و یکی از نان‌ها و شیرینی را به آن‌ها داد.

چند قدمی دور نشده بود که به نزد آن دو برگشت تا شاید بتواند کمک دیگری انجام دهد.

در این هنگام دید که آنان دست به دعا بلند کردند و با سوزدل گفتند:

ای مرد مهربان! خدای بزرگ و بخشنده به تو فرزندی صالح و نیک عنایت فرماید.

همچنان که ما را خوشحال کردی، خدای رحیم چشم تو را روشن کند.






تحصیلات محمدتقی جعفری

همسر کریم باسواد بود و قرآن را به خوبی می‌خواند. او قرائت قرآن را به محمدتقی تعلیم داد. محمدتقی چنان خوب قرائت قرآن را فراگرفته بود که وقتی در 6 سالگی، در سال 1310 هـ.ش برای اولین بار وارد مدرسه «اعتماد» تبریز شد،

مدیر مدرسه، آقای جواد اقتصاد خواه، بعد از شنیدن قرائت قرآن او لبخندی زد و گفت:

بارک الله! خیلی خوب خواندی! نیازی به درس‌های کلاس اول و دوم نداری؛ از فردا ورود کلاس سوم شو!

حافظه قوی محمدتقی همگان را به شگفتی وامی‌داشت؛

به طوری که متن کلیله و دمنه را از حفظ می‌تواند و معنای عبارات مشکل را شرح می‌داد. معلمان مدرسه اعتماد، همواره او را تشویق می‌کردند.





تربیت و پرورش

روزی اقتصادخواه مدیر مدرسه، برای بازرسی به کلاس رفت و به همه بچه‌ها گفت:

دفترهای مشقتان را روی میز بگذارید.

آقای مدیر وقتی دفتر مشق محمدتقی را دید، آن را برداشت و با ناراحتی پرسید:

جعفری! این چه خطی است که تو داری؟!

محمدتقی با خونسردی پاسخ داد:

من ایرادی در خطم نمی‌بینم. خیلی خوب است!

آقای اقتصادخواه با تعجب گفت: پس خودت می‌نویسی و خودت هم آن را تأیید می‌کنی؟!

بیا بیرون ببینم!

سپس با ترکه قرمز رنگ درخت آلبالو بر کف دست محمدتقی زد و گفت:

این خط از نظر من خیلی هم بد است. باید از همین امروز یاد بگیری که خوش خط‌تر بنویسی! فهمیدی؟!

محمدتقی که دستش از شدت درد می‌سوخت، اندکی رنجید؛

ولی وقتی بیشتر در خط خود دقت کرد، به آقای مدیر حق داد و از آن به بعد تصمیم گرفت خواناتر و بهتر بنویسد.

ده‌ها سال بعد (حدود سال های 1340ـ1350) روزی دانشگاه مشهد، استاد محمدتقی جعفری را دعوت کرد تا در آن جا سخنرانی کند.

جمعیت بسیاری جمع شده و منتظر آمدن ایشان بودند؛ همه صندلی‌ها پر شده و عده فراوانی نیز ایستاده بودند. محمدتقی که دیگر «علامه جعفری» نامیده می‌شد و اسلام شناس و صاحب نظری مشهور شده بود؛

پشت میکروفون قرار گرفت.





در بین نگاه‌های مشتاق، چشمش به یک پیر دانا خیره شد و حدود یک دقیقه به سکوت گذشت.

بعد از اتمام سخنرانی، آن استاد کهن سال که کسی جز آقای جواد اقتصادخواه، مدیر مدرسه اعتماد تبریز نبود، جلو آمد و در حلقه کسانی درآمد که بعد از سخنرانی به دور علامه جعفری جمع شده بودند.

علامه جعفری بعد از سلام و احترام، پرسید:

یادتان هست با آن ترکه آلبالوی قرمز رنگ مرا زدید؟

آقای اقتصادخواه سر به زیر انداخت، اما علامه جعفری با احترام و مهربانی گفت:

کاش خیلی از آن چوب‌ها به من می‌زدید.

این مرکب بدن، تازیانه می‌خواهد تا روح را حرکت بدهد و جلو ببرد.

علامه جعفری به گرمی دست استاد پیرش را گرفته و فشرد.



 



هجرت برای ادامه تحصیل

محمدتقی در 15 سالگی و در سال 1319 ش. برای ادامه تحصیل، تبریز را به مقصد تهران ترک کرد. مدرسه فیلسوف، واقع در جوار امامزاده اسماعیل و ابتدای یکی از ورودی‌های بازار قدیمی تهران؛

 اولین جایی بود که محمدتقی برای کسب دانش قدم به آن جا گذارد. او در مدرسه فیلسوف؛ از استاد آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی (1283ـ1385 هـ.ق) پدر حجت اسلام محمدتقی فلسفی «مکاسب» و «کفایه» را آموخت.

بعد از مدتی، محمدتقی برای ادامه تحصیل به قم رفت و در مدرسه دارالشفاء اقامت کرد.

روزی آیت الله سید محمد حجت کوه‌کمری‌ای (1310ـ1372 هـ.ق) و آیت الله شهید محمد صدوقی به حجره او آمدند و لباس روحانیت را به او پوشانیدند.






اساتید وی

آیت الله میرزا مهدی آشتیانی (1306ـ1372 هـ.ق) حکیمی بود که در مدرسه مروی تدریس می‌کرد.

محمدتقی نزد آن استاد بزرگ رفت و حکمت منظومه حکیم ملا هادی سبزواری و بخشی از امور عامه اسفار را از ایشان یاد گرفت.

حجت الاسلام محمدتقی جعفری معقول را از آیت الله شیخ مهدی مازندرانی و عرفان را از آیت الله شیخ محمدتقی زرگر فراگرفت.

درس اخلاق امام خمینی درمدرسه فیضیه، روح تشنه محمدتقی را سیراب کرد. روز اولی که او در درس امام خمینی شرکت کرده بود، مشاهده کرد که استاد، آیات آخر سوره حشر را تفسیر می‌کند او دریافت که این درس خیلی ژرف است و امام خمینی از مواهبی برخوردار است که دیگران از آن بی‌بهره‌اند.






حضور در انقلاب اسلامی

به تدریج، استاد جعفری برای اقشار گوناگون مردم در دانشگاه‌ها و مساجد و... به سخنرانی پرداخت. ساواک برای کنترل این جلسات، مأمورانی را می‌فرستاد تا از آن گزارش تهیه کنند.

هم اکنون بیش از 180 سند گزارش‌های ساواک درباره علامه جعفری در دست است که در کتاب «چراغ فروزان» منتشر شده است.

چون مأموران ساواک به درستی نمی‌توانستند از مباحث علمی و فلسفی استاد آگاه شوند، به ناچار از طریق منابع و مأموران متعدد از جلسات استاد گزارش تهیه می‌کردند؛ به طوری که در طول سالیانی که استاد زیر نظر ساواک بود، بیش از 20 منبع از جلسه‌های ایشان گزارش داده‌اند.

بنابر اسناد ساواک، در جلسات استاد جعفری، عموماً جوانان و دانشجویان شرکت می‌کردند و تعداد آن ها زیاد و حدود 500 نفر و... شرکت داشتند.

ساواک در سال 1344 استاد را احضار کرد و تأکید که در درس‌های خودتان دو موضوع را رعایت کنید: «1. نسبت به شاه مطلبی نگویید؛ 2. نسبت به اسرائیل حمله و اعتراض نکنید».

در بهمن 1346، استاد برای بار دوم به ساواک احضار شد. در آبان ماه سال 1351 ساواک تهران به مدیر کل اداره پنجم دستور داد که مکالمات تلفنی محمدتقی جعفری را کنترل و شنود کند.

 ساواک یک بار نیز در ساعت 2 نیمه شب به منزل استاد جعفری حمله کردند و تا ساعتی کتابخانه ایشان را بازرسی کردند، اما چیزی نیافتند و دست خالی برگشتند.






یکی از بازجویان ساواک، با اشاره به مباحث فلسفی استاد جعفری می‌گوید:

«ایشان با همین حرکت جوهری و همین حرف‌ها، جوانان را به مبارز تبدیل می‌کند و به جان حکومت می‌اندازند.»

«بر اساس اسناد ساواک، تعداد قابل توجهی از عناصر گروه به اصطلاح مجاهدین خلق ایران (منافقین) به منظور بالابردن بینش و اطلاعات فلسفی خود، در جلسات استاد جعفری شرکت می‌کردند.

یکی از این اسناد در تاریخ 8/12/1353 و سند دیگر در تاریخ 4/9/1353 تنظیم شده است و این مطلب نشان می‌دهد که حضور آن ها قبل از تغییر ایدئولوژی سازمان بوده است؛

زیرا کودتای خونین درون سازمانی و کشتن عناصر مذهبی سازمان ـ مثل مجید شریف واقفی ـ و تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، در سال 1354 روی داد.

.



f53a0  3333 اجتماعی: دکتر حسابی و علامه جعفری+عکس



مدتی بعد از آن که استاد جعفری از مشهد به تهران رفت، اطلاع یافت که در منزل دکتر محمود حسابی ـ فیزیکدان ـ جلسات علمی برگزار می‌شود.

استاد در این جلسات هفتگی، شرکت می‌کرد. این جلسات 24 سال ـ تا پایان عمر دکتر حسابی ـ ادامه یافت.

دکتر محمود حسابی نظریه جدیدی درباره «ذرات بنیادی» داشت. در یکی از این جلسه‌ها دکتر حسابی توضیحاتی درباره نظریه خود و ملاقاتش با انیشتین داد و گفت:

هر ذره‌ای ‌که در نظر گرفته شود؛ مثل الکترون‌ها یا پروتون‌ها، دامنه موجودیتش تا کهکشان‌ها نیز کشانده شده است و برای شناسایی دقیق آن باید اجزای دیگر عالم را نیز در نظر گرفت.

استاد جعفری گفت: شیخ محمود شبستری مطلبی گفته است که شبیه به نظریه شماست:



جهان چون خط و خال و چشم و ابروست

که هر جزئی به جای خویش نیکوست

••

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همـه عالـم سراپای



استاد حسابی که بیشتر اهل سکوت بود و بسیار کم حرف می‌زد، با وجد و هیجان بلند شد و فریاد زد: شبستر کجاست؟ شبستری کیست؟!

استاد جعفری با احترام پاسخ داد: شبستر یکی از شهرهای نزدیک تبریز و شیخ محمود شبستری از عرفای بزرگ قرن هشتم است.

دکتر حسابی که شور و نشاط بیشتری یافته بود، ‌خودکاری آورد و از استاد جعفری خواست که دوباره اشعار شبستری را بگوید تا یادداشت کند و در اولین فرصت آن را در کتاب گلشن راز بیابد.





در این جلسات هفتگی، جمعی از دانشمندان از جمله دکتر ریاحی، کرمانی، دکتر فرشاد، دکتر جمارانی و دکتر کاشیگر شرکت می‌کردند.





ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

استاد جعفری به تفسیر مثنوی پرداخت تا مقدمه‌ای باشد برای شناخت و تفسیر کلام امیرالمومنین علیه السلام

(نهج البلاغه).

یکی از بستگان نزدیک استاد، در خواب دید که در برابر علامه عبدالحسین امینی (1320ـ1390 هـ.ق) ـ صاحب الغدیر ـ نشسته است. علامه امینی پرسید:

آیا شما جعفری را می‌شناسید؟ گفت: آری. علامه امینی گفت: نامه‌ای می‌دهم به ایشان بدهید.

پرسید: اجازه دارم نامه را باز کنم و بخوانم؟ وقتی پاسخ مثبت شنید، در نامه نظر انداخت؛

دید خیلی معنوی و ملکوتی است؛ به قدری نورانی بود که حالی خاص پیدا کرد.

علامه امینی با تأکید گفت: این نامه را بدهید به جعفری و به ایشان بگویید ما اکنون در این عالم (برزخ) دیگر نمی‌توانیم کاری بکنیم ولی شما در آن دنیا در میدان کار هستید و می‌توانید درباره امیرالمؤمنین علیه السلام کار کنید.

به این ترتیب، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه آغاز شد و تا پایان عمر استاد ادامه یافت و 27 جلد از آن منتشر شد.

علامه جعفری با تمام صلاحیت‌هایی که در شناخت هستی و جهان بینی‌های شرقی و غربی داشت، کوشید کلام امیرالمؤمنین علیه السلام را به درستی بشناسد و به بهترین شکلی بشناساند.

در این راه، او مکاتب گوناگون و نظریه‌های مختلف را به میدان طلبید و با قدرت استدلال نشان داد که نهج البلاغه کلام خالق نیست، اما برتر از کلام هر مخلوقی است و مطالب آن اگر درست و کامل روشن گردد، سراسر حقیقت و درستی است و در آن هیچ کژی و اشتباهی راه ندارد.





ناکایاما،شاگردژاپنی علامه جعفری





شاگردان علامه محمدتقی جعفری

استاد جعفری حدود 50 سال به تعلیم و تربیت جامعه اشتغال داشت.





در این مدت طولانی بسیاری از پژوهشگران حوزه و دانشگاه از دروس ایشان استفاده کرده و نکته‌ها آموختند که از جمله می‌توان به دکتر «عبدالرحیم گواهی»؛

دکتر «عبدالله نصری» ،

حجت الاسلام دکتر «محمدمهدی گرجیان»

ناکایامای ژاپنی،

اشاره کرد.

آثار علامه محمدتقی جعفری

از استاد، بیش از 100 کتاب باقی مانده است؛ از جمله:


در فقه

    1. رسائل فقهی
    2. حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب (فارسی و انگلیسی)
    3. الرضاع




در فلسفه

    1. جبر و اختیار
    2. مجموعه مقالات که شامل موضوعات زیر است:
      1. برهان کمالی دکارت بر وجود خداوند
      2. برهان کمالی (وجوبی) در اثبات خدا
      3. هدف زندگی
      4. مقدمه ای بر مفهوم فلسفه مالکیت
      5. حرکت و تحول
      6. حرکت و تحول از دیدگاه قرآن
      7. طبیعت و ماورای طبیعت
      8. علم در خدمت انسان
      9. رابطه علم و حقیقت
      10. علم و عرفان از دیدگاه ابن سینا
      11. علم از دیدگاه اسلام
      12. امید و انتظار
      13. ارتباط انسان و جهان
      14. ایده آل زندگی و زندگی ایده آل
    3. نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی:
      1. مفاهیم و اندیشه های مجرد
      2. خویشتن
      3. علیت
      4. استی و بایستی
    4. بررسی و نقد برگزیده افکار راسل
    5. زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام
    6. حکمت اصول سیاسی اسلام (فلسفه سیاسی اسلام)
    7. بررسی و نقد کتاب (سرگذشت اندیشه‌ها)
    8. پیام خرد
    9. فلسفه دین
    10. تحقیقی در فلسفه علم
    11. فلسفه و هدف زندگی
    12. فلسفه و نقد سکولاریزم
    13. مقدمه ای بر فلسفه
    14. مولوی و جهان بینی‌ها
    15. تعاون الدین والعلم
    16. الامر بین الامرین
    17. نهایت الادراک الواقعی بین الفلسفة القدیمة والحدیثة
    18. آفرینش و انسان
    19. موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی




در عرفان

    1. عرفان اسلامی
    2. آیا شریعت طریقت و حقیقت با یکدیگر متفاوتند؟
    3. نیایش امام حسین علیه السلام در صحرای عرفات (به زبان فارسی و عربی)
    4. تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی (15 جلد)
    5. حضرت امام علی علیه السلام و عرفان
    6. علل و عومال جذابیت سخنان مولوی




در علم النفس

    1. آیا جنگ در طبیعت انسان است؟
    2. وجدان

در معارف اسلامی

    1. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه (27 جلد)
    2. ترجمه کامل نهج البلاغه (1 جلد)
    3. انسان در دیدگاه قرآن
    4. مبدا اعلا
    5. امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت
    6. شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی
    7. علم از دیدگاه علی علیه السلام
    8. علم و دین در حیات معقول
    9. اخلاق و مذهب
    10. شناخت از دیدگاه علمی و قرآن

در ادبیات و تحقیقات در مبانی آنها

    1. سه شاعر (حافظ، سعدی، نظامی)
    2. حکمت و اخلاق و عرفان در شعر نظامی گنجوی (به زبان فارس و روسی)
    3. تحلیل شخصیت خیام (بررسی آرا فلسفی، ادبی، علمی و دینی)
    4. از دریا به دریا (کشف الابیات مثنوی مولوی در 4 جلد)

در مباحث علمی

    1. عمل تجوید ذهن
    2. بحثی در قانون تعادل در روش تجزیه‌ای و ترکیبی
    3. دانش‌ها و ارزش‌ها در مجرای قوانین علمی

در مدیریت

    1. انگیزش مدیریت در اسلام و نقد انگیزش‌های معاصر




در فرهنگ

    1. فرهنگ پیرو ـ فرهنگ پیشرو
    2. طرحی برای انقلاب فرهنگی


وفات علامه محمدتقی جعفری

استاد در اواخر زندگی، دچار بیماری سرطان ریه شد.

پزشکان این بیماری را در ایشان در مرداد ماه 1377 تشخیص دادند. فرزند علامه ـ دکتر غلامرضا جعفری ـ که در نروژ مشغول تحصیل در دوره فوق دکترا، ‌به ایران آمد تا ایشان را برای ادامه معالجه به آن جا ببرد.

استاد هنگام خداحافظی با خانواده گفت: «این سفر بدون بازگشت است. پس از مرگ من، درباره من اغراق نکنید.» و به فرزندش گفت:

«جلال الدین! حال که به عمر خود نگاه می‌کنم می‌بینم که چقدر سریع گذشت».





در نروژ ماجرای جالبی روی داد:

شبی یکی از دوستان دکتر غلامرضا جعفری او و استاد را برای شام به منزل خود دعوت کرد. استاد و فرزندش در موقع مقرر به آن جا رفتند.

هنگام شام، استاد ناراحت شد و گفت:

«بوی تعفن می‌آید!»

هر چه به او گفته شد که تعفنی در کار نیست، ‌نپذیرفت؛

سرانجام دکتر غلامرضا جعفری برخاست و همراه پدر؛ شام نخورده از آن جا خارج شدند.

صبح روز بعد دکتر جعفری با آن دوست تماس گرفت تا عذرخواهی کند، اما با کمال تعجب دوستش گفت:

برای شام شب گذشته نتوانستم مرغ ذبح اسلامی تهیه کنم، به ناچار از مرغ‌های معمولی استفاده کردم.

از این که داشتم مرغ نجس به استاد می‌دادم؛ بسیار ناراحت بودم؛

و خیلی خوشحال شدم که ایشان شام نخوردند!

استاد جعفری در بیمارستان «لیستر» شهر لندن نیز بستری شد؛

اما سرانجام در 25 آبان 1377 ش به ملکوت اعلی پیوست.




—••یادش گرامــــی وراهش پررهــــــروباد••—



منابع برای مطالعه بیشتر:

ناگفته‌هایی از زندگی علامه جعفری

زندگی علامه جعفری

مأخذ:

تلخیص از مجموعه گلشن ابرار، جلد 3، زندگی نامه "علامه محمدتقی جعفری" از محمد خردمند.
زندگینامه محمدتقی جعفری، روزنامه همشهری، چهارشنبه 20 آبان 1388، در دسترس در همشهری آنلاین، بازیابی: 18 اسفند 1392.
wiki.ahlolbait.com



نظرات (۱)

۲۵ آبان ۹۴ ، ۲۰:۴۴ دانشنامه دفاعی
سلام علیکم
ارادت و علاقه خاصی خدمت ایشان دارم
خدا رحمت کند.
گاهی صبح‌ها شبکه چهار کلاس‌های ایشان را پخش می‌کند.
چیزهایی از این بزرگوار آموخته‌ام که سال‌ها در آثار به اصطلاح بزرگترین نویسندگان متفکران غرب دنبالش می‌گشتم.
به گردنم دین دارند.
خدا رحتمشان کند.
پاسخ:
سلام ورحمت خدا،
بنده هم به شخصیت ومقام علمی وعملی ایشان ارادت دارم.
مخصوصا که خداتوفیقی عنایت کردکه درسال75،ایشان را درمنزل وکتابخانه ی شخصیشان زیارت کردیم.
وساعتی به طورخصوصی مهمان حضرتشان بودیم.
درآن جا،بنده متوجه شدم که ایشان"چشم برزخی"دارند.واین امـربرایم به طوریقینی اثبات شد.
فردی بسیارلطیف ومهربان بودند.
باآن که بیماربودند؛اماهرازگاهی شوخی هاونکات طنزی رامطرح می کردند.
خداایشان رارحمت کندوباپیغمبروآل طاهرش،محشورگرداند. .
وماراادامه دهنده ی راه نورانی این بزرگواران قراردهد،
ان شاءالله . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">